تبليغاتX
بینهایت ها
علمی
خواهش ميكنم شاخ در نيارين!!!!!!!
 

بذر ستاره ای : Star Seed
همه انسانهایی که روی زمین متولد می شوند لزوما اهل زمین نیستند. بعضی ها از سیارات و تمدنهای دیگری ( از کائنات دیگری) وارد شده اند و اگرچه با بدنی شبیه سایر انسانها دیده می شوند اما در حقیقت بسیاری از آنها شکل و صورت انسانی ندارند. بسیاری از آنها شباهت به حیوانات و موجودات مختلف دیگری دارند که اگر چه انسان به چشم می آیند اما با کمی دقت میتوانید شباهت چهره آنها را با یکی از حیوانات یا حشرات ببینید. بسیاری از آنها به سوی همان حیواناتی جذب می شوند که به آن شباهت دارند. مثلا افرادی که شباهت به دلفین دارند عاشق دلفینها هستند. برخی چهره ای شبیه مار دارند و به خزندگان علاقه نشان می دهند..الی آخر.


به غیر از این علائم دیگری هم هستند که یک فرزند یا بذر ستاره ای را از سایر انسانها متمای می کنند:
- حس تنهایی شدیدی دارند.
-احساس می کنند که متعلق به این مکان و این خانواده زمینی نیستند. یعنی شباهتی چه از نظر ظاهری وچه از نظر اخلاقی با مردم عام زمین ندارند.
-عاشق ستارگان هستند و حس می کنند که خانه واقعی شان جای دیگری است اما نمی توانند به خاطر بیاورند که کجاست.
-از سنین پایین شروع به زیر سوال بردن رفتار و زندگی زمینی می کنند. به قول معروف مثل گاو پیشانی سفید همه جا از دیگران متمایز هستند.
-علاقه زیادی به متافیزیک دارند و جواب سوالهایشان را در آن می جویند.
-اکثر فرزندان ستاره ای صورتی شبیه مادرشان دارند اما سایر مشخصات فیزیکی شان مانند پدرشان است ( یا برعکس) بستگی دارد که کدام والد واقعی باشد.
-درجه حرارت بدنشان همیشه پایین است و طاقت تحمل گرما ندارند.
-اکثر این انسانها دارای یک فاکتور خاص هستند و آن داشتن ژن مخصوص کریستال است. ژن کریستال فقط در فرزندان ستاره ای وجود دارد که برای برنامه ریزی ژنتیکی در هنگام معراج است. ( معراج یا متعالی شدن که قبلا در مورد آن صحبت شده.) زمانیکه این ژن فعال و متجلی شود درک حامل از وقایع اطرافش بالا رفته و قادر به دیدن و صحبت با موجودات سایر ابعاد و جهانها می شود.

والدین فرزند ستاره ای:

غالبا فرزندان ستاره ای دارای سه والد هستند. این شامل پدر و مادر زمینی و یک والد غیر زمینی می شود. مثلا ممکن است پدر واقعی غیر زمینی باشد که در این صورت پدر زمینی یک پدر خوانده محسوب می شود. البته مواقعی هم هست که فرزند ستاره ای دارای دو یا سه والدین غیر زمینی است که هر کدام بخشی از DNA خود را به فرزند بخشیده اند.

قراردادی بین والدین زمینی و غیر زمینی بسته شده که طبق آن والدین زمینی فرزند را دوست بدارند. گاهی اوقات هم هست که والدین زمینی خودشان فرزند ستاره ای هستند.
فرزند ستاره ای غالبا شبیه والدین زمینی اش طراحی می شود تا راحتتر در جمع خانواده پذیرفته گردد. در اکثر موارد والد غیر زمینی از نژاد انسانی نبوده چرا که گونه انسان جزو کمیابترین گونه ها در کائنات است.
دلیل این تولدهای برنامه ریزی شده چیست:
فرزندان ستاره ای در روی زمین نماینده تمدنهای خود هستند. هدفشان ساخت الگوهای جدید برای حل مشکلات روحی دنیای خودشان است.. مشکلاتی که تکامل روحی ساکنین سیاره خودشان را به تاخیر می اندازند.
طبق برخی گزارشات غیر رسمی ١۴۴ هزار تمدن مختلف افراد خود را به عنوان فرزندان ستاره ای به زمین می فرستند. این تمدنها به دقت افراد خود را زیر نظر دارند. والدین واقعی که ساکن دنیای دیگری هستند غالبا نقش راهنما و فرشته نگهبان و استاد معنوی را برای فرزندان خود روی زمین دارند. به همین دلیل است که اکثر فرزندان ستاره ای تجربیاتی از ملاقات با موجودات نامرئی از سنین خردسالی دارند. چرا که خانواده غیر زمینی آنها از راههای مختلفی برای ارتباط استفاده می کند. این دلیل دیگری برای حضور سفینه ها و کشتیهای فضایی بسیار زیادی در مدار زمین است.

ارواح وارد شده (مهمان): Walk-ins
ارواح وارد شده یا اشغالگر اصطلاحی است که در مباحث قبلی به آن اشاره کردیم. همیشه این ورود خوشایند نیست بنابراین تمام ارواح وارد شده به عنوان روح مهمان شناخته نمی شوند بلکه بسیاری از آنها ارواح اشغالگری هستند که به دلایل کاملا خودخواهانه وارد بدن انسان می شوند. به عنوان توضیح بیشتر باید اضافه کنم که این ارواح مردم ابعاد دیگر هستند که وارد بدن یک شخص زمینی می شوند. برخی معتقدند که قراردادی به این منظور با صاحب بدن زمینی در زمان قبل از تولد بسته شده و این عمل با رضایت میزبان صورت می گیرد. (
توضیح از مهر : “ارواح وارد شده وارد بخشی از کالبد انسان می شوند . این کالبد می تواند اثیری ، علی ، ذهنی و .. باشند . روشن است که رویت این کالبدها با جشم فیزیکی و بدون تمرینات کافی ممکن نیست .
بعد ازورود این ارواح عملیات آنها شروع می شود . انسان دچار حالتهای عجیب و غریبی می شود مثل خشم آنی ،میل به خرابکاری ، شهوت زیاد ، دیدن کابوس و … هدف اصلی آنها تسخیر روح وبعد جسم انسان است . کالبدها مثل حفاظ روح عمل می کنند . وقتی آسیب دیدند روح هم آسیب می بیند و به اصطلاح تسخیر می شود . این تسخیر شدگی بعدها روی جسم هم اثر می گذارد وبه اصطلاح آن را دفرمه ( بد ریخت ) می کند . نهایت کار جنون است . بیشتر انسانها با اشتباهاتی که مرتکب می شوند باعث ورود اینها می شوند . اگر به بیمارستان روانی سری بزنید می توانید انبوهی از این نوع انسانها را ببینید
“.)
بعضی از این ارواح وارد بدنهای جوان می شوند. دلیلش این است که روح فردی که وارد بدن زمینی می شود به قصد تجربه احساسهای کودکی و نوجوانی وارد شده است و درک آنها برای مراحل بالاتر ماموریت این ارواح لازم بوده است.
آیا این ارواح زندگی قبلی خود را به یاد می آورند:
خاطرات ارواحی که وارد جسم کودکان می شوند تا سن بزرگسالی پنهان هستند ولی بعد از بیست سالگی غالبا خاطراتی از گذشته با یاد می آورند.
اما اکثر ارواح به بدن انسانهای میانسال وارد می شوند. این به آن دلیل است که می خواهند از تجربیات زندگی و پختگی افکار روح زمینی هم استفاده کنند.
انواع ارواح وارد شده:
١- مواردی که تبادل کامل انجام شده. یعنی روح میزبان بدن را ترک می کند و روح مهمان وارد آن می شود.
٢-مواردی که روح میزبان برای مدت کوتاهی همراه روح مهمان باقی می ماند و با او ارتباط دارد.
٣-مورد آخر بسیار نادر و کمیاب است و آن حالتی است که روح میزبان بدن را موقتا ترک می کند تا روحی از دنیای دیگر وارد بدن او شود و خوش نیز وارد بدن روح مهمان در دنیای دیگر می شود و به جای او فعالیت می کند تا زمانی که کار روح مهمان در اینجا تمام شود و دوباره به بدن خودش بازگردد. این تبادل در میان شفادهندگان و جادوگران دنیای قدیم رواج داشته است که برای داشتن مهارتی نیاز به کمک روح شخص دیگری از دنیای دیگری داشتند و این تبادل را به مدت چند ساعت انجام میدادند.

علائم یک روح مهمان:
-معمولا پس از رخ دادن یک حادثه تلخ مانند بیماری یا تصادف ماشین و بیهوشی این تبادل صورت می گیرد و شخصی که به هوش آمده تا حدود زیادی با شخص قبل از تصادف تفاوت دارد. اکثر تعویضات روحی زمانی رخ می دهند که فرد بیهوش باشد یا از خود بیخود باشد.
-درد شدید و ناگهانی در گردن و شانه ها که قبلا سابقه نداشته علامت ورود روح دیگری به بدن است.
-در میان افراد خانواده احساس بیگانگی می کند و خانواده هم حس میکنند که او دیگر خودش نیست.
-از دست دادن بخشی از حافظه و مشکل در حرف زدن.
-تغییر ناگهانی علایق نسبت به انواع غذا یا لباس پوشیدن یا رنگهای مورد علاقه.
-از دست دادن ناگهانی انگیزه و علاقه به شغل و سرگرمیهایش. جایگزین شدن آنها با علاقه شدید به ماورا و کارهای عرفانی.
-تغییر ناگهانی رفتار با اعضای خانواده و دوستان. به اتمام رسیدن رابطه زناشویی و ایجاد روابط جدیدتر با دیگران.
-طلاق در این موارد در عرض ٢ سال بعد از وارد شدن روح مهمان صورت می گیرد.
-داشتن این تفکر که دارای ماموریت و وظیفه مهمی هستند اما دقیقا آن را به خاطر نمی آورند.
-برخی از آنها خاطرات روشنی از زندگی خود در کشتی فضایی و سیاره مادر خود دارند.
-معمولا همه آنها ژن کریستال دارند.
توجه داشته باشید که صرفا داشتن یک یا چند علامت به معنی تعویض روح فرد نیست بلکه باید تمام شرایط ذکر شده بالا در عرض مدت بسیار کوتاه و پس از بیهوشی صورت گرفته باشد تا بتوان نتیجه گرفت که روح کسی تعویض شده است.

نقش این ارواح چیست:
ارواح مهمان کار سخت تری نسبت به فرزندان ستاره ای دارند چرا که اکثر زندگی خود را در دنیای متفاوتی گذرانده اند و بعد ناگهان به زمین آمده اند تا بخش آخر زندگی خود را طی کنند. این ارواح اگر صلح جو باشند به صورت راهنما و انسانهای با استعداد از اواسط میانسالی شروع به پیشرفت در زندگی و کار می کنند و رفتار بسیار متفاوت و متعالی دارند. اما اگر ارواحی باشند که از راههایی مانند جادو و تسخیر به این دنیا دعوت شده اند می توانند ایجاد دردسرهای زیادی برای خانواده و اطرافیان فرد بکنند علاوه بر اینکه باعث مرگ زودرس روح میزبان نیز می شوند. در برخی موارد اگر طلسم خیلی قوی نباشد روح میزبان فقط به گوشه ای رانده می شود اما به قتل نمی رسد و در صورت باطل شدن سحر می تواند دوباره به بدن خود برگردد.

کارگران نور: Light Workers
کارگران نور مردمی هستند که تصمیم دارند به معراج و متعالی شدن همه سکنه زمین کمک کنند. کسانی هستند که در زمینه های روحی بسیار فعال هستند.
همگی کارگران نور از فرزندان ستاره ای و ارواح مهمان نیستند. برخی از آنها انسانهای اتری از نژاد سریانی Sirians و آریونی Orions هستند که همگی بازماندگان سیاره زمین قدیمی (لیران Lyran) می باشند و پس از اولین جنگ بزرگ کهکشانی First Great Galactic War به سیارات دیگر کوچ کردند.

علائم کارگران نور:
- بیداری و آگاهی روحی را تجربه می کنند.
- علاقه و اتصال زیادی با سیاره زمین دارند و میل راوانی به کمک کردن به آن.
-ادامه دارد.
منابع: Star People By Brad Steiger
books by Jelaila Starr :
We are the Nibiruans
Return of the 12th Planet
The Mission Remembered

__________________


با توجه به مشخصاتی که از بذر ها و فرزندان ستاره ای گفتیم شاید به نظر بیاید که افراد زیادی در این مجموعه قرار می گیرند و از میان آنها بسیاری به دنبال رسیدن به حقیقت نیستند بلکه شغلهایی دارند که ارتباطی با عرفان و رستگاری ندارد. برای روشن شدن این مسئله باید بگویم که :
١- صرفا شباهت ظاهری به موجودات غیر انسانی به معنای آن نیست که فردی غیر زمینی است. بسیاری از گونه های غیر زمینی که از دوران باستان اینجا سکونت دارند و زاد و ولد کرده اند امروزه در میان ما زندگی می کنند و من فکر می کنم که پس از هزارن سال سکونت در این سیاره باید آنها را زمینی قلمداد کنیم چرا که آنها از سفر به دنیاهای خود محروم هستند و تمام خصوصیات انسانی را بر اثر ادغام شدن با زمینیان به ارث برده اند.
در دوران مهد کودک من دوستی داشتم که چهره و فرم صورتش کاملا با حشره ای به نام راهبک مطابقت داشت و حتی باعث ترس برخی از بچه ها می شد. یا همکلاسی هایی داشتم با چشمان بی نهایت بزرگ مانند نژاد خزندگان ولی غالبا شباهتها به شیر- گربه و میمون بسیار بود و هست. بنابراین جدای از مسئله بذرهای ستاره ای مقوله دیگری هم هست و آن مخلوط شدن ژنوم زمینیان با انواع و اقسام مسافران فضایی در طول صدها هزار سال است و معروفترین آن داشتن چشمهای آبی و سبز و موهای بور است که از غیر زمینیان به ما رسیده است.
٢- بسیاری از این افراد تا میانسالی متوجه نمی شوند که انسان نبوده بلکه متعلق به گونه های دیگر هستند. تعدادی از آنها که این مسئله را می دانند امکان ندارد نزد شما و من اعتراف کنند. بنابراین بسیاری از کودکان و جوانانی که دارای مشخصات ستاره ای هستند تا سنین بالا موفق به دریافت و درک وظایف خود نیستند. دلیل آن محدود بودن قوای بدن انسانی و پایین بودن فعالیت مغزی در انسانها به اضافه مشکلات حاشیه ای زندگی در زمین ( از قبیل مشکلات اقتصادی- اجتماعی- اخلاقی- فیزیکی و خانوادادگی )است.
٣- حضور یک بذر ستاره ای روی زمین لزوما به این معنا نیست که او فرد خوب و قابل اعتمادی خواهد بود. ( خوب بر اساس معیار زمینی). بسیاری از این بذرها با ماموریتهای خاصی آمده اند و از هیچ کاری برای رسیدن به هدف خود فروگذار نمی کنند. همه این بذرها برای بهتر کردن شرایط زمین نیامده اند بلکه وظیفه آنها مربوط به سیاره و دنیای خودشان است. گاهی اوقات در این میان سودهایی برای زمینیان در نظر گرفته می شود تا از این مردمان ستاره ای به خوبی و نیکی یاد شود.

چالشهای فرزندان ستاره ای:
زندگی روی زمین برای ساکنین بومی طاقت فرساست چه برسد به موجوداتی آگاه و پیشرفته که مجبور باشند در یک قفس کوچک به نام جسم -خود را محبوس کنند. اما برای درک برخی مفاهیم که فقط روی این سیاره وجود دارند لازم است که این ارواح مدتی را در اینجا سپری کنند تا به چیزهایی مانند درد- گرسنگی – تشنگی – بیماری و یتیمی و …پی ببرند. هر روح بسته به مدت زمانی که برای دریافت معانی لازم دارد در این دنیا می ماند. برخی از ارواح بلافاصه بعد از ورود و در نوزادی اینجا را ترک می کنند چرا که نیاز آنها فقط درک و دیدن زندگی نطفه و تولد بوده است. به همین ترتیب تا هر مرحله ای از زندگی زمینی را که برای کامل کردن تحقیقات خود نیاز دارند طی می کنند و پس از اتمام کار از اینجا می روند.
این افراد کودکی بسیار سختی را می گذرانند. غالبا مواردی مانند تنهای- بی اعتنایی و سوء استفاده شدن را تجربه می کنند. ترسهای زیادی را از بچگی با خود دارند. اگرچه که قبل از تولد از همه این موارد آگاه بودند اما پس از تولد به دلیل محدودیتهای فیزیکی ( عدم تکلم- عدم توانایی در راه رفتن و فهمیدن زبان و…) قادر به کنترل ضعفها و ترسهای خود نیستند.
قبلا به دلیل ورود این بذرها به زمین اشاره کردیم : حل مشکلات دنیای خودشان
برخی از این دنیاها مورد هجوم تمدنهای دیگر هستند. برخی در چاله ای از زمان حبس شده اند و قادر به خروج از آن نیستند. برخی به دلیل ادغام شدن با کائنات و پیشرفت روحی توانایی تولید مثل خود را از دست داده اند و در حال انقراض هستند. سایرین دچار DNA ناقص هستند و نسلهای ضعیف و ناقصتری را به وجود آورده اند. از آنجا که به بن بست رسیده اند و قادر به حل این مشکلات نیستند به سوی زمین می آیند و جوابهای خود ا در اینجا جستجو می کنند.
زمین سیاره ای است که این مهلت را به آنها را می دهد که در زمان به عقب برگردند و تغییراتی را در دنیای خود ایجاد کنند تا این مشکلات هرگز برایشان رخ ندهد. در این میان DNA آنها با زمینیان می آمیزد و برای همین است که ساکنین زمین دارای کدهای ژنتیکی بسیار متنوعی هستند که از هزار گوشه کائنات جمع شده اند. حتی گونه هایی که دیگر در جهان منقرض شده اند را می توان در زمین یافت. در این کدهای ژنتیکی تمامی تاریخچه زمانی و مکانی کل کائنات ضبط شده و در واقع کتاب تاریخی است از همه ارواحی که به اینجا مسافرت کرده اند.
چگونگی فرستادن بذرها به زمین:
هر دنیایی که نیاز به فرستادن بذر ستاره ای دارد درخواستی را به همراه برنامه ای که برای هر روح در نظر دارد به کنسول کهکشانی می فرستد. قرارداد بر این است که هر روح در ازای فرستاده شدن به زمین باید به دنبال چاره و حل مشکلات دنیایش باشد. بزرگترین نقص این است که پس از تولد تمامی خاطرات آنها از یادشان می رود. بنابراین باید راهی پیدا کرد که ماموریت را به آنها یادآوردی نماید. در بسیاری موارد خواهر و برادران یک خانواده همگی از یک خانواده غیر زمینی آمده اند و با هم ارتباط خوبی دارند.
این ارواح از میان میلیونها سکنه سیاره خود برای انجام ماموریت انتخاب شده اند. ملاک این انتخاب هنوز روشن نیست ( شاید پارتی بازی !)

چالشهای کارگران نور و ارواح مهمان :
هر فردی که تشنه دانستن در مورد عوالم پنهان است و راه روحانی را برای زندگی اش انتخاب می کند و خود را وقف گسترش حقیقت – آگاهی -متافیزیک در میان زمینیان می کند یک خدمتکار نور محسوب می شود. غالبا بذرهای ستاره ای و ارواح مهمان این نقش را بر عهده می گیرند اما در برخی موارد یک فرد زمینی هم می تواند به این درجه از آگاهی روحی برسد.
این افراد یک سیر تکاملی را در زندگی طی می کنند به این ترتیب که از سن خاصی شروع به یادگیری اصول ادیان مختلف کرده و کم کم به دنبال دلایل منطقی برای رد کردن آنها می پردازند. دچار سردرگمی می شوند.گاهی طرف نور را میگیرند گاهی طرف تاریکی را بر می گزینند و مرتب در این میان بالا و پایین می روند و نتایجی را که گرفته اند بررسی می کنند. در این میان دچار مشکلات عمده در روابط و دوستیهای خود می شوند. به سر و وضع و سلامت خود فکر نمی کنند و به فکر پول در آوردن هم نیستند.
احساسات و عواطف آنها غالبا با عقاید زمینی تفاوت دارد و به همین دلیل سوء تفاهمهای زیادی بین آنها خانواده و دوستانشان پیش می آید. برای مثال اکثر آنها توانایی برقراری ارتباط با زمینیان را ندارند.خانواده و جامعه آنها را بخاطر برگزیدن راه متفاوت سرزنش می کنند . افکار و اهداف آنها را زیر سوال برده و مسخره می کنند. زمینیان آنها را برای درک نکردن احساساتشان مقصر می دانند.
متاسفانه سختترین چالش در برابر این افراد یاد گرفتن راهی برای ارتباط با فرهنگ و امیال زمینیان است. آنها در این زمینه دچار ضعف هستند و همیشه در جمع تنها می مانند چون تعداد افراد مشابه آنها بسیار کم است.

براد ستیگرBrad Steiger در کتاب مردم ستاره ای مشخصات جامعتری از این دسته افراد ارائه می دهد:
-۶۵% زن و ٣۵% مرد هستند.
-چشمهای با نفوذ دارند.
-کاریزماتیک و جذاب هستند.
-به برق و میدانهای برقی بسیار حساسند.
-دمای بدنشان همیشه از نرمال پایینتر است
-سینوزیت مزمن دارند
-حساسیت شدید به صدا- نور و بو دارند
-مفاصل ورم کرده و دردناک دارند
-درد در پشت گردن
- حالشان در رطوبت بالا بد می شود
-از یک بیماری مرگبار جان سالم به در برده اند
-دچار تصادف و واقعه ای تلخ شده اند
-احساس می کنند که باید ماموریتی را به پایان برسانند
-احساس یکی بودن با کائنات را دارند
-مشکلات عمده در بیان افکار و احساسات خود دارند
-تمام آنها به حیات روی سیارات دیگر ایمان دارند
-باور دارند که قبلا روی سیاره دیگری در جهان دیگری زندگی کرده اند و خاطرات خود را به یاد می آورند
-از سنین پایین ارتباط با موجودات غیر زمینی یا شخصیتهای اسطوره ای و دینی را تجربه کرده اند.
-موجودات فضایی را ملاقات کرده اند.
-قدرت تله پاتی با این موجودات را دارند.
-پیامهایی را از فرکانسهای بالا دریافت می کنند.
-حتما تجربه خارج شدن از بدن یا فرا فکنی دارند.
-احتمالا مرگ را از نزدیک لمس کرده اند
-به وجود فرشته نگهبان و راهنما باور دارد
-عقیده دارند که بعد از ظهور یک شخصیت مقدس به آنها برکت داده شده
-یک تجربه دینی مهم دارند
-به یک خالق یا منبع انرژی جهانی اعتقاد دارند
-به معجزه باور دارند
-در کودکی دوستان نامرئی داشته اند
-یک جن یا پری را ملاقات کرده اند
-دیدن روح را تجربه کرده اند
- از وجود دنیاهای دیگری به موازات این دنیا مطلع هستند
-با فرد فوت شده ای ارتباط داشته اند
-به تناسخ باور دارند
-خاطرات زندگی گذشته یا خاطراتی از دنیای موازی را به یاد دارند

-قدرت انرژی درمانی بر روی خود یا دیگران را دارند
-در طول مدیتیشن نور سفیدی دیده اند
-تجربه دیدن آینده و شنیدن صداهای دور را دارند
-پیشگوییهایی کرده اند که درست از آب درآمده
-هاله انرژی را می بینند.

اخلاق در فرزندان ستاره ای:

فرزندان ستاره ای غالبا در کودکی دچار افسردگی می شوند. دلیل آن بیزار شدن از سیستمهای زمینی است. این ارواح پیشرفته معیارهای سنجش زمینی را برای نظم و انضباط یا هوش و احترام گذاشتن به قوانین قبول ندارند.
نظم داشتن در میان این کودکان بسیار نادر است چرا که به چنین مسائل جانبی کمتر توجه می کنند و هدفشان پیدا کردن راه بزرگتری در زندگی است. این کودکان به هیچ وجه نرمال نیستند و با سایر کودکان زمینی کنار نمی آیند. اما غالبا بعد از فشارهایی که سیستم تحصیلی اجباری بر آنها وارد می کند ناچار می شوند هدفهای والای خود را فراموش کنند و تن به خواسته های نظام رایج بسپرند.
اخلاق آنها بارها در طول روز تغییر می کند. برخی روانپزشکان آنها را چند شخصیتی فرض می کنند.
برخی از این کودکان از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند.
از دیگر مشخصات این کودکان این است که می توانند هم زمان چندین کار را به طور موفقیت آمیز انجام دهند. مثلا در حال گوش دادن به موسیقی مسائل ریاضی را حل کنند و همزمان به تلویزیون و صحبتهای پدر و مادشان هم گوش دهند. یا در یک زمان به چندین مقوله متفاوت علاقه نشان دهند و روی آنها کار و فکر کنند. در کل فرزندان ستاره ای مغز پر گنجایش و روح تشنه ای دارند و مداوم به دنبال نبردها و فعالیتهای بزرگتر در زندگی هستند.
توجه داشته باشید که کودکان زمینی نیز می توانند در حال تماشای تلویزیون ریاضی حل کنند. معمولا زمینیان سعی می کنند کارهای افراد موفقتر از خود را در کلاس تقلید کنند که همیشه نتیجه مثبتی به همراه ندارد.
باز هم توجه کنید که شاگر ممتاز بودن در مدرسه علامت ستاره ای بودن نیست. اغلب بچه های ستاره ای از درس خواندن لذتی نمی برند و سیستم آموزشی را زیر سوال می برند. فرزندان زمینی بر خلاف آنها بدون کوچکترین سوال یا مخالفتی در برابر دستورات سر خم می کنند.

بسیاری از این افراد در فهم و درک زبان و نوشتن الفبا و خط کشور خود دچار مشکل می شوند. به این معنی که برایشان بسیار بیگانه است و هیچ وقت هم به آن عادت نمی کنند. بسیاری از آنها با زبان دیگری احساس نزدیکی می کنند که در کشور خودشان صحبت نمی شود. همین مسئله نیز باعث می شود در ابراز افکار و احساسات خود به زبان مادری عاجز باشند اما اگر زبانهای دیگری یاد بگیرند می توانند به راحتی صحبت کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 14:49  توسط سما | 
یشرفت هر مذهبی بستگی به پیشرفت پیروان آن مذهب دارد. این مطلب را ما به خوبی حس میکنیم و میبینیم که هندوهائی که در نظر مسلمانها - تا همین صد سال پیش - مظهر انحطاط و عقب ماندگی و شرک و گاوپرستی و جهل بودند، هم اکنون راجع به مذهب هندو کتابهائی مینویسند که واقعاً ما را اشباع میکنند، و این کتب قابل مقایسه با کتابهائی نیستند که راجع به اسلام نوشته میشوند. رادها کریشنان راجع به تقدّس گاو یک توجیه فلسفی دارد که ما الان راجع به توحید چنین کتابی نداریم. در حال حاضر متفکرین هندو، راجع به شرک و خدایان بیشمار هند یک جور تلقی و توجیه و تفسیری دارند که در دنیا در حد عالیترین افکار فلسفی قابل طرح است، در صورتی که ما، یک مذهب بسیار مترقی داریم - که اقلاً از لحاظ تاریخی دو هزار سال از مذهب هندوها جلوتر و کاملتر است - ولی چون دست ما افتاده، یک چیز مبتذلی شده است. به هر حال عرفان یک جریان فکری است که از فطرت نوعی انسان سرچشمه گرفته است. مقصود از عرفان در معنی کلی اش، احساس دغدغه درونی بشری در این جهان طبیعی است. به طوری که هر کسی آن دغدغه را ندارد معلوم میشود که هنوز وارد عرصه نوعیت انسان نشده است، فقط دُمش افتاده و موهایش ریخته است. و الاّ امکان ندارد که انسان در زندگی مادی و این جهانی، و در رابطه با این آسمان و این طبیعت احساس اضطراب نداشته باشد. این احساس اضطراب ناشی از کمبودی است که در رابطه او و طبیعت وجود دارد. یعنی به میزانی که انسان، انسان میشود نیازهائی را احساس میکند که دیگر طبیعت نمیتواند آن نیازها را برآورد. چرا؟ چون طبیعت خانه ای است که انسان و گاو، حیوان و نبات همه با هم در آن زندگی میکنند، و این طبیعت بر اساس نیاز حیوان ساخته شده است. انسانی که در این طبیعت به وجود آمده است نیازهائی دارد که طبیعت، یعنی خانه مشترک او و حیوان، نمیتواند آنها را برآورد. از اینجاست که کمبود و احساس بیگانگی با جهان و احساس غربت در این دنیا در وی ایجاد میشود. و این تشنگی و غربت، نیاز و عطش را در او به وجود میآورد. نیاز و عطشی که دو سرچشمه اصلی تجلّی روح عرفانی در بشرند. پس طبیعی است که انسان برای برآوردن نیاز و عطش خود به آنچه که در این جهان نیست بیندیشد و برای برآوردن احتیاجهای متعالی ای که ماورأ مادی است، و هم برای رفتن به آنجاهائی که احساس میکند جای اوست، به فرا سوی طبیعت توجه کند. زیرا انسان به همان اندازه که بیشتر از طبیعت رشد میکند، با طبیعت بیگانه میشود و در نتیجه احساس غربت و تنهائی میکند. و برای جلوگیری از این تنهائی، و برای فرار از این غربت به دنیائی که اینجا نیست، توجه میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:38  توسط سما | 


از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید.

 

از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید ..
Read More روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار ……

کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید
اون به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح به نظر خواهد رسید
این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 634 مایلی خود به زمین میرسد.
حتما در راس ساعت 12:30 بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .
به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد !!!
این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد
این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید


باز چند روز پیش، ای-میلی به دستم رسید که حاوی متن بالا بود. بار اول نیست که چنین نامه هایی بین دوستان و آشنایان در جاهای مختلف ( و در سراسر دنیا با زبانهای گوناگون) رد و بدل می شود. چند سال پیش نیز (1383) همین هیاهو راه افتاد و آخرش هم خبری از دو ماه در آسمان نشد.


داستان به تابستان سال 1382 بر می گردد. منجمان آماتور (و البته همه علاقمندان به پدیده های سماوی) در سراسر دنیا منتظر پدیده ای نادر بودند که 5 شهریور همان سال رخ داد. قضیه از این قرار بود که سیاره مریخ به نزدیکترین فاصله خود از زمین طی سالهای اخیر می رسید، یعنی دقیقا 55,758,006 کیلومتر!. این کمترین فاصله بین این دو سیاره است که از 24 سپتامبر 57617 قبل از میلاد مسیح رخ داده بود. در آن سال مریخ از ,55,718,000 کیلومتری زمین گذشت.


مدار مریخ ( و البته همه سیارات) بیضی است که خورشید در کانون آن قرار دارد. اما این بیضی ها، دقیقا به یک شکل به دور خورشید قرار نگرفته اند. بنابراین فاصله بین سیارات منظومه، کم و زیاد می شود. مثلا و البته بطور تقریب، مریخ در بیشترین فاصله از زمین حداکثر 399,000,000 کیلومتر و در نزدیکترین حالت 56,000,000 کیلومتر فاصله می گیرد که اختلاف بین این دو حدود 343,000,000 کیلومتر است!.

این تغییر فاصله باعث افزایش زاویه دید و در نتیجه بزرگتر دیده شدن جسم( مریخ) می گردد. تصویر زیر که بصورت ترکیبی تهیه شده، نشان می دهد که قطر ظاهری مریخ ( همان زاویه دید) چطور از بهمن سال 1373 (فوریه 1995) تا شهریور 1382 ( آگوست 2003) افزایش یافته است.

mars_2003_diagram

اندازه ظاهری اجرام را در آسمان بر حسب زاویه قوسی اندازه می گیریم. مثلا قطر ظاهری خورشید تقریبا نیم درجه قوسی یا به اختصار و بنابر ادبیات رایج بین منجمان، نیم درجه (تقریبا 0.53 درجه) است. قطر ( ظاهری) ماه نیز تقریبا همین قدر است( و به همین دلیل است که گاهی شاهد خورشید گرفتی کلی هستیم!).

در تصویر بالا، قطر ظاهری مریخ در بهمن 1373 از 0.00385 درجه قوسی ( 13.86 ثانیه قوسی) به 0.006975درجه قوسی (25.11 ثانیه قوسی) در شهریور 1383 رسیده است، یعنی تقریبا دو برابر. یادتان باشد که هر درجه قوسی برابر 60 دقیقه قوسی و هر دقیقه قوسی برابر 60 ثانیه قوسی است. یعنی 1 درجه قوسی = 3600 ثانیه قوسی) ( این ثانیه قوسی، آن ثانیه نیست! و نباید آنرا با واحد اندازه گیری زمان اشتباه گرفت.)

پنجم شهریور امسال، مریخ به فاصله تقریبی 301,786,000 کیلومتر از زمین خواهد رسید که حتما از 55,758,006 کیلومتر سال 1383 بیشتر است! و بنابراین مریخ به هیچ وجه بزرگتر از چیزی که آن سال در آسمان دیده شد، نخواهد بود. بنابراین یا باید منتظر معجزه باشید و یا به هر ترتیبی که خود می دانید، به من اعتماد کنید.



باز هم بخوانیم:

http://spider.seds.org/spider/Mars/marsopps.html

http://www.uapress.arizona.edu/onlinebks/MARS/APPENDS.HTM#1

http://en.wikipedia.org/wiki/Angular_size

http://www.persianstar.com/news/15-latest-news/351-5-shahrivar-27-august-hoax.html

http://science.nasa.gov/science-news/science-at-nasa/2009/09jun_marshoax/

http://en.wikipedia.org/wiki/Mars_hoax


+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1390ساعت 14:4  توسط سما | 
 
ستاره شناسان 10 سياره شناور کشف کردند
 
گروهي بين المللي از ستاره شناسان 10 سياره شناور را شناسايي کرده اند که به جاي گردش به دور ستاره ها در کهکشان سرگردانند.

 

 

به گزارش خبرگزاري شينهوا، محققان کشف اين سياره ها را که به اندازه مشتري هستند، روز پنج شنبه از طريق نشريه بين المللي نيچر اعلام کردند.
به گفته آنها کشف اين سيارات مي تواند فصل نويني را در تاريخ راه شيري بگشايد.
اين سيارات گازي با استفاده از نرم افزاري کشف شدند که توسط "ايان بوند" دانشمند علوم رايانه و اختر فيزيک دانشگاه ميسي طراحي شده است.
به گفته دانشمندان نيوزيلندي، اينها سيارات عظيم الجثه اي در کهکشان ما هستند که تقريبا به اندازه سياره مشتريند و در جايي بين ما و ستاره هاي دور دست قرار دارند.
اعتقاد بر اين است که اين سيارات فاصله حدود 25 هزار سال نوري از ما قرار دارند.
اين ستاره شناسان مي گويند : اگر مي شد اين سيارات را با چشم غير مسلح ديد احتمالا سياه رنگ بودند چرا که هيچ نوري از خود متصاعد نمي کنند.
اين کشف اين احتمال را به وجود مي آورد که سيارات شناور کوچک تر به اندازه زمين که حيات مي تواند در آنها وجود داشته باشد نيز بايد کشف شوند.
بوند گفت: سيارات گازي مي توانند به خاطر برخورد گرانشي نزديکي که با سيارات و يا ستاره هاي ديگر دارند از منظومه شمسي خارج شوند و يا اينکه مي توانند از فروپاشي گوي هاي گازي يا غبار تشکيل شوند اما توده لازم را براي گداخت سوخت هسته ای و تولید نور ستاره اي از خود، ندارند.
در اين کشف دانشمنداني از دانشگاه ميسي، اوکلند، کانتربري، ويکتوريا، اوزاکا، نوتردام و به سرپرستي دانشگاه نيوزيلند حضور داشته اند.
آنها با استفاده از يک تلسکوپ ميکرولنزي در رصدخانه Mt John در جنوب جزيره نيوزيلند اين سيارات را کشف کردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 13:29  توسط سما | 
سلام

نادر طالب زاده پسر ِ...

سرهنگ نه...

سرتیپ نه...

سرلشگر نه...

اصلا ارتشبد منصور طالب زاده دوستت دارم.

تو را به خاطر خود ِ خودت دوست دارم...

فقط و فقط به خاطر حمایت تو از اصل 110 قانون اساسی!

ما نفهم نشده ایم و به خوبی می فهمیم که علت این خصومت ها فقط و فقط به خاطر تلاشهای تو برای انقلاب است...

بگذار سایت آقا زاده ی معلوم الحال به خیالش تو را تخریب کند مهم نیست ،مهم این است که حسین بهزاد رگ گردنش به خاطر توهین به تو باد می کند ،مهم این است سعید قاسمی تو را دوست دارد...

قلم بهزاد ما را ،رهبر ما تحسین می کند و بهزاد تو را...

سایت مجهول الحال را چه کسی تحسین می کند؟ که او تو را تخریب کند!؟

طالب زاده مهم این است که فیلم هایت خاری در چشم مدعیان است ،از همان روز اولی که برنامه ات شروع شد انتظار داشتم که از صحنه به درت کنند چون خوب کار می کردی...

رازت تو را به بیمارستان کشاند ولی به خاطر رازت از بیمارستان می آمدی...!

برنامه ات در شبکه که نه در قلب ها جا افتاد ،هنوز خاطره ی رازت در دلهاست...

در این صدای و سیمای عجیب و غریب که شاید سرزمین عجایب آلیس است برنامه ی تو بود که امید ما بود ،تو مجری ای بودی که در این وانفسا باعث امید ما بودی و هستی...

مهم این است که حاتمی کیا تو را محرم می داند برای صحبت های مگویش...

خیلی ها با شیوه ها متحجرانه می خواهند قلم تو را بشکنند ،کسانی که فریاد آزادی های بیانشان گوش فلک رو کر کرده است.

مردم دوستت دارند همین!

من هم یکی از مردم....

 

 
لازم به توضیحه که این مطلبو بدون اجازه از وب دوست عزیزم کژی کرد امیدوارم منوبببخشه این حرف دل منم هست اما نمیتونستم بنویسمش قلم دوستمون بهتر از منه
اینم ادرس وبش
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:38  توسط سما | 
ثبت نام برای سفرهای فضایی


200 میلیون تومان! اگرچه تصور این مبلغ برای خیلی از ما دشوار است، اما جمعیت قابل توجهی هم هستند که برای‌شان 200 میلیون خیلی هم پول زیادی نیست. بماند که اگر چهار صفر را از پول ملی‌مان حذف کنیم، این رقم می‌شود فقط 20 هزار تومان!

نگار نامور یکتا - هاشم سیماب

200 میلیون تومان به قیمت امروز، یا 20 هزار تومان ِ کمی دیرتر را پرداخت کنید و فضانورد شوید. فکر می‌کنید که این هم یکی از آن اما و اگرهای نه چندان واقعی روزنامه‌نگاری است؟ پس سری به آژانس "شرف تراول" در دوبی بزنید و از همین حالا بلیط خود را تهیه کنید. می‌توانید اینترنتی هم ثبت نام کنید. در ضمن می‌توانید همه مبلغ این سفر فضایی را هم همین حالا پرداخت نکنید. 20 میلیون تومان پیش پرداخت برای نام نویسی کافیست. البته باید بدانید که دستکم 450 نفر در این صف جلوتر از شما هستند و بیشتر از 300 نفرشان پول کامل این سفر را پرداخت کرده‌اند.

 در هر پرواز هم تنها 6 نفر به فضا خواهند رفت. می‌بینید که باید مدت زمان زیادی منتظر باشید تا نوبت‌تان فرا رسد. پس تا دیر نشده، اقدام کنید. شرکت ویرجین آمریکا که جایزه 100 میلیون دلاری XPrize   را از خانم انوشه انصاری به عنوان حامی مسابقه برده بود، حالا تجارت خود را گسترش داده و مشغول آماده کردن هواپیماها و موشک‌هایی است که می‌تواند سفرهای فضایی را برای مردم عادی - اگر 200 میلیون تومان برای شما رقمی عادی باشد -  ممکن سازد. اولین سفر فضایی این شرکت در همین امسال انجام خواهد شد. و اما در مورد مشخصات پرواز، ارتفاع فضاپیما از زمین 360,000 پا (109.73 کیلومتر) خواهد بود که در واقع با این ارتفاع، مسافران از مرز بین‌المللی  زمین (100کیلومتری سطح زمین) خارج خواهند شد. سرعت این فضاپیما که نامش Spaceship 2 است، به حدود 4000 کیلومتر بر ساعت یا به عبارت دیگر به   1117.6 خواهد رسید. اگر فکر می‌کنید که در طول این سفر، چند ساعتی در فضا خوش خواهید گذراند و در بی‌وزنی حسابی شیطنت خواهید کرد، سخت در اشتباهید. مدت زمان کل سفر 2 ساعت و نیم است و گرداشگران فضایی فقط 6 دقیقه بی‌وزنی و دیدن زمین از فضا را تجربه خواهند کرد.

تصور می‌کنید که 200 میلیون تومان برای تجربه 6 دقیقه بی‌وزنی و در کل برای چنین سفری خیلی زیاد هست؟ شاید. اما آدم‌های زیادی هم هستند که آرزوی داشتن چنین پولی را دارند تا بتوانند همین "فقط 6 دقیقه" را تجربه کنند. این شرکت، تنها مرکز فعال در زمینه سفرهای فضایی نیست و سازمان‌ها و شرکت‌های خصوصی دیگری هم هستند که بر روی سفرهای فضایی، ساخت هتل‌ در فضا و... مشغول کار هستند و شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور، رویای سفر به فضا با هزینه‌های کمتر به واقعیت نزدیک شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 12:54  توسط سما | 
شب یوری در ISS


خدمه ماموریت بیست و هفتم ایستگاه فضایی بین‌المللی(ISS) در حالی پیام تبریک خود برای مردم جهان را به مناسبت شب یوری فرستادند که همگی تی‌شرت‌هایی با عکس یوری گاگارین به تن داشتند و موهایشان در فضا شناور بود!

نگار نامور یکتا

خدمه ماموریت بیست و هفتم ایستگاه فضایی بین‌المللی(ISS)  در حالی پیام تبریک خود برای مردم جهان را به مناسبت شب یوری فرستادند  که همگی تی‌شرت‌هایی با عکس یوری گاگارین به تن داشتند و موهایشان در فضا شناور بود! این پیام تبریک ویدیویی به سه زبان روسی، ایتالیایی و انگلیسی بیان شده و در آن هر شش فضانورد ساکن ایستگاه فضایی بین‌المللی جداگانه این شب را تبریک گفتند.

 در بخشی از این پیام کیدی کالمن، فضانورد ناسا به برخی دیگر از "نخستین"‌های دیگر، از جمله نخستین پرواز شاتل و نخستین پرواز آلن شپارد، فضانورد پر آوازه امریکایی اشاره کرده است. آلن شپارد نخستین فضانورد آمریکایی و دومین انسانی بود که به فضا سفر کرد. او همچنین پنجمین کسی است که بر ماه گام گذاشته.

گفتنی است بنا بر آنچه که در سایت رسمی شب یوری آمده، گروه‌هایی در تهران، زاهدان، بجنورد و مشهد، برنامه‌هایی برای این شب برگزار می کنند. در صورت دریافت  گزارش‌هایی از بگزاری مراسم شب یوری در ایران، این مقاله به روز خواهد شد.

در صورت برگزاری شب یوری گزارش و تصاویر خود را به نشانی ایمیل سایت ارسال فرمایید

ParsSky@gmail.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 12:52  توسط سما | 
تحقق فیلم ۲۰۱۲بازلزله وسونامی ژاپن

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 20:24  توسط سما | 

 آزمایش فیلادلفیا

.

پروژه فیلادلفیا

پروژه فیلادلفیا Philadelphia Experiment  یا  ”پروژه رنگین کمان” یکی از آزمایشات مخفی آمریکا در سال ۱۹۴۳برای ایجاد کردن تونل زمان و مکان بود. این آزمایش به طرز وحشتناکی پایان یافت و اگرچه اثرات آن هنوز در نقاط اطراف بندر فیلادلفیا دیده می شود  نیروی دریایی آمریکا که مسئول این پروژه بود همچنان آن را انکار می کند.

آزمایشی که در فیلادلفیا صورت گرفت بعدها به طرز اسرار آمیزی یا پروژه مشابهی به نام ” پروژه مونتاک” در سال ۱۹۸۳ پیوند خورد و حتی پای انسانهای عصر آینده و گذشته و حتی بیگانگان را به میان کشید.

پیش از جنگ و در طول جنگ جنگ جهانی دوم  نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایشاتی برای نامرئی کردن کشتی ها و هواپیماها زد. این نامرئی کردن به گونه ای بود که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نباشند و به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید کاملا وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. تحت نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله “نیکلاس تسلا” و “ جان ون نیومن” این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.

نیکلاس تسلا  در میان امواج الکتریسیته…زندگی پر از راز او و مرگ جعلی اش توسط دولت آمریکا بسیار شک برانگیز است در حالیکه اعلام شد او در سال ۱۹۵۷ مرده است جسدش به هیچ کس نشان داده نشد و شاهدان عینی او را در سال ۲۰۰۱ نیز زنده دیده اند در حالیکه همچنان دست به آزمایشات غیر قابل بخشش و قربانی کردن انسانها می زند.

جان فوون نیومن – همکار تسلا که مسئول برژه فیلادلفیا و مونتاک بود. بیش از ۴۰۰ دانشمند یهودی – آلمانی روی این پروژه کار می کردند که انیشتن نیز در میان آنها بود.

در آزمایشات اولیه با کمک دستگاههای بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند – به بعدی ناشناخته وارد کند و سپس آنها را بازگرداند.

این آزمایشات پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود و کاملا واضح است که جنگ جهانی دوم پیش بینی شده و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته بود. در این میان تعداد کثیری از یهودیان آلمان و آمریکا مخارج این پروژه عظیم را می پرداختند!

  بعد از آزمایشات اولیه که تحت فرمان نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت تصمیم بر آن شد که تعدای حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی قرار دهند و آن را به بعد دیگری بفرستند.  این حیوانات داخل قفسهای فلزی و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملا ناپدید شد ولی وقتی برگشت تعدای از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان دیده می شد. قرار بر این شد که تا کامل شدن پروژه هیچ انسانی مورد تست قرار نگیرد ولی با این حال در ۱۲ آگوست ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه اش مورد تست قرار گرفت.

 ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. دستگاهها شروع به کار کردند و کلید ها زده شدند. کشتی با کلیه مردان داخلش ناپدید شدند. تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشتند. شاهدان ماجرا گزارش می دهند که یک هاله سبز فسفری تمام کشتی را احاطه کرده بود.

 خدمه کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارشات نیروی دریایی حکایت از این دارد که  چند ملوانانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم حاضران ناپدید شدند. ( یا بخار شدند یا به بعد دیگری انتقال یافتند).

سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟ دو بازمانده ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار ساعت کشتی در یک تونل زمانی ۴۰ ساله وارد شده بود. یعنی از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقا در زمان آزمایش مشابهی به نام ” پروژه مونتاک” وارد شده بود. چرا و چگونه ؟ معتقدند که بیگانگان یعنی فضاییان در این میان نقشی فعال داشته اند. اگرچه گزارشات حضور چندین کشتی فضایی از انسانهای آینده را نیز در زمان این آزمایش تایید می کنند. 

قضیه از این قرار است که ۴۰ سال بعد از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی که نامشان ذکر شد دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی ” پروژه مونتاک” است. کشتی ای که در سال ۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود. در این میان دو نفر از خدمه به نامهای “دانکن” و ” بیلک” از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ باقی ماندند در حالیکه خود کشتی و سایر خدمه به سال ۱۹۴۳ بازگشت و تمام  آنها جان باختند.

این دو بازمانده عضو خدمه نیروی دریایی نبودند بلکه دو محقق و دانشمند فیزیکدان و از دوستان “جان فون نیومن” و “نیکلاس تسلا” بودند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی Eldridge حضور داشتند و در زمان مناسب به ۴۰ سال در آینده سفر کردند. طبق گزارشات خودشان ” جان فون نیومن” دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب آماده کرده بوده است. آلبک می گوید” وقتی ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن شما هستم”. مشخص است که این سفر ۴۰ ساله در زمان با موفقیت و همانطور که این دانشمندان پیش بینی کرده بودند انجام شده است.  به گفته ” دانکن” و ” بیلک” یک نفر سوم هم همراه آنها بوده است ولی به سبب اشتباهی که در ساعت زمانی او اتفاق افتاده بود پس از ورود به سال ۱۹۸۳ او در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مرد.

“دانکن” و ” بیلک ” هم اکنون در نیویورک زندگی می کنند و چند مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام انجام داده اند. به گفته ایشان این اولین باری نبوده که سفر در زمان صورت گرفته است. ” دانکن” با دادن مشخصات و مدارک بسیاری ثابت کرده است که برای سفر در زمان تنها به سه وسیله نیاز است و بعد از گشوده شدن تونل به هر زمانی امکان سفر هست.

نیازی به لباس مخصوص یا هیچ گونه امکانات عجیب و غریب نیست. این وسایل و آنتها هم روی زمین و هم مایلها زیر زمین در “مونتاک” کشیده شده اند. ” بیلک ” نشان داد که در سال ۱۹۴۳ آنها به مریخ فرستاده شده بودند تا شهرهای متروک و تونلهای زیر زمینی مریخ را بازرسی کنند. به گفته او مریخ هزاران سال است که متروک شده و سکنه ندارد ولی هوای آن قابل تنفس و زندگی است.

 این شکلی است که دهانه فرضی تونل زمان خواهد داشت. از داخل دهانه می توان همه چیز را در سال مورد نظر مشاهده کرد.

به گفته دانکن یک تیم ۲۰ نفره به همراه او به آینده و سال ۶۵۳۵ میلادی فرستاده شدند. آنجا سکنه ای دیده نشده بوده. آنها در میدانی عظیم  که یک مجسمه غول آسا از یک اسب طلایی در وسط آن قرار داشته دیدن کردند. بنا بر این اظهارات این آزمایش بارها تکرا شده و هر بار آنها در همین مکان وارد شده بودند گویی که جای دیگری در سال ۶۵۳۵ وجود ندارد.

همچنین گزارش می دهند که در زمان آزمایشات آنها چند کشتی فضایی بر فراز مونتاک پدیدار شدند که قصد هیچ نوع دخالتی نداشتند فقط مشاهده می کردند. متاسفانه تونل زمانی که ایجاد شده بود یکی از این یوفو ها را به داخل خودش کشید و به سال ۱۹۴۳ انتقال داد. در این شرایط افرادی که در سال ۱۹۴۳ بودند یوفو را یافتند. به گزارش ” دانکن” چند یوفویی که در سال ۱۹۸۳ بودند از آینده آمده بودند تا کارها را زیر نظر داشته باشند. همچنین اطلاعات فوق العاده سری در مورد ” اوریون” و ” گری ها” و نقش آنها در دادن این تکنولوژی به زمینیان برای سفر در زمان وجود دارد که قابل ذکر در اینجا نمی باشد.

تونل زمانی که در بندر مونتاک فعال است سبب اتفاقات غیر منتظره و عجیبی شده است که حتی مردم عادی هم آن را مشاهده کرده اند. از آن جمله است یافته شدن جسد هیولا یا موجود افسانه ای در سواحل مونتاک. با توجه با جریان داشتن سفرهای زمانی و آزمایشات بسیاری که در این بندر رخ می دهد کاملا طبیعی است که تونلی در ماقبل تاریخ یا در زمان باستان گشوده شده باشد و این هیولا از آن زمان به این زمان پرتاپ شده است.

 

اگرچه این اولین بار نیست که موجودی عجیب و غریب در مونتاک پیدا می شود. طبق گزارشات بارها اجساد موجوداتی مشابه گاهی کوچکتر از این در سواحل مونتاک به گل می نشینند و می توان حدس زد که فقط یکی از هزار جسد از اقیانوس به ساحل کشیده می شود. طبق اطلاعاتی که ” دانکن” و ” بیلک” می دهند چندین بار در زمانی که آنها مشغول فعالیت در کانالهای زیر زمینی مونتاک بودند هیولاهایی از کنترل خارج شده و از تونل بیرون می آمدند که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از دانشمندان شده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 20:46  توسط سما | 

 

عارف غفوري دانشجوي ايراني اهل اروميه كه با انجام كارهاي فوق العاده در مسابقه استعدادیابی Yetenek Sizsiniz Turkie تيتر اول روزنامه ها و شبكه هاي تلويزيوني تركيه شد.

2 اسفند هم که دومین نمایش عارف بود با کارایی که کرد همه رو شوکه کرد.

اینبار عارف تو ذهن داور ها و تماشاچی‌ها نفوذ کرد و با حدس های از قبل نوشته شده روی کاغذی که داخل یه جعبه قفل شده بود واقعا همه رو شوکه کرد و کل افراد حاضر داخل سالن و همون مجری اصلی هم برای اولین بار 2 دفعه بلند شدند و سر پا و با تحسین تشویقش کردند!
الان که با رای داور و اس ام اس ملت ترکیه اول شد و رفته فینال
اما معلوم نیست عضو چه گروهیه !!! 
 

لازم به ذکر هست که ویدئوی عارف در عرض 2 روز پربیننده ترین ویدئو در بخش Entertainment سایت یوتیوب شده

http://img.parsfun.net/images/29004323153427479565.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 20:34  توسط سما | 
 

یک عکاس خوش ذوق استرالیایی با صبر و شکیبایی موفق شد تصاویری دیدنی از عبور یک هواپیما از مقابل ماه تهیه کند.

هواپیمای شرکت هواپیمایی Qantas Airlines هر روز از مقابل خانه "کریس توماس" در جنوب شرقی کوئین آیلند استرالیا عبور می کند. این عکاس خوش ذوق با استفاده از دوربین تلسکوپی ردیاب ماه و زمان نوردهی یک/ دویست و پنجاهم ثانیه (1/250th) موفق شد از لحظه عبور این هواپیما از مقابل ماه عکسبرداری کند.

براساس گزارش لارپوبلیکا، این تصاویر واقعی هستند و فتوشاپ در کار نیست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 20:39  توسط سما | 
 
استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا:
 
 
تولد نخستين كهكشان 300 تا يك ميليارد سال زمان برده است!!!
 

 استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا با اشاره به شكل‌گيري نخستين كهكشان در جهان گفت: تولد نخستين كهكشان 300 تا يك ميليارد سال زمان برده است.


 بهرام مبشر استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا در دومين همايش عظمت كائنات از خرد تا كلان، ذره تا كهكشان در دانشگاه صنعتي اميركبير اظهار داشت: 100 هزار ميليون ستاره در كهكشان راه شيري وجود دارد و ستاره‌ها از گاز و غبار به وجود آمده‌اند.

وي با اشاره به اينكه تلسكوپ هابل با تصويربرداري 400 ساعته از يك نقطه در كهكشان توانسته است عميق‌ترين تصوير را از جهان منعكس كند، افزود: به طور متوسط درجهان 100 هزار ميليون كهكشان وجود دارد كه اين دنياي وسيع تنها 4 درصد قابل رويت جهان است.

استاد دانشگاه كاليفرنيا با بيان اينكه 96 درصد جهان به دليل تاريكي قابل رؤيت نيست بيان داشت: درحال حاظر تنها 4 درصد از كل جهان قابل رويت است.

وي قطر كهكشان راه شيري را 100 هزار ميليون سال نوري عنوان كرد و گفت: كهكشان راه شيري داراي 270 درجه سانتي گراد دما و 100 هزار ميليون ستاره است.

مبشر با بيان اينكه، كهكشان هاي جهان به دليل منبسط شدن درحال دور شدن از يكديگر هستند و هنوز علت اين اتفاق مشخص نشده اضافه كرد: در سال 1922 حدود 80 سال گذشته موضوع انبساط جهان كشف شده است.

وي با اشاره به اينكه كهكشان راه شيري جزء كوچكي از گروه كهكشان هاي جهان به شمار مي‌رود افزود: طبق بررسي‌هاي انجام شده كهكشان راه شيري به سرعت 500 كيلومتر در ثانيه به سمت يك خوشه كهكشاني در حال حركت است.

استاد دانشگاه كاليفرنيا عمر جهان را 6/11 ميليارد سال ارزيابي كرد و گفت: نوري كه از كهكشان‌ها قابل رويت است مربوط به 9 ميليون سال نوري پيش بوده است.

وي از كشف 600 سياره خبرداد و خاطرنشان كرد: اين سياره هاي جديد به دور يك ستاره درحال گردش هستند كه شايد اين سيارات برخي از نشانه هاي حيات را درخود داشته باشند كه براي رسيدن به اين نكته نيازمند چندين سال بررسي است.

مبشر با اشاره به اينكه 73 درصد جهان از انرژي و 27 درصد جهان از ماده تشكيل شده است تاكيد كرد: از 27 درصد ماده اي كه در جهان وجود دارد 23 درصد تاريك و تنها 4 درصد روشن است كه تمام علم بشر در خصوص كهكشان ها مربوط به اين 4 درصد روشنايي جهان است.

وي تاريخ كشف ماده تاريك جهان را مربوط به 10 سال گذشته دانست و گفت: در حال حاضر بشر در خصوص 96 درصد تاريك جهان اطلاعي ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 22:9  توسط سما | 
 

می خواستم نظرتونو در مورد عقاید وچگونگی مرگ استاد بزرگوار دکتر علی شریعتی بدونم نظراتون برا خیلی مهمه راهنماییاتونو از من دریغ نکنین ....

ممنون!!!!

حالاازحرف های پرباردکتر:

1: دو بیگانه هم درد از خویش بی درد یا نا هم درد با هم خویشاوندترند .

2:انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته

3:آن گاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست.

4:مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

5:اساسا <<خوشبختی>> فرزند نامشروع <<حماقت>> است.

6: اگر توانستی (( نفهمی)) می توانی خوشبخت باشی !

7:جامعه دو طبقه دارد: 1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند 2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.

8:چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است.

9:تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن

10:چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است.

11:کیست که تنها آروزی همیشگی اش در این جهان این باشد که تنها چیزی را که از این جهان آرزو می کند از دست بدهد؟

12:آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و... یا به درون پریده اند.

13:چقدر دعا می کنم که: بعضی اصوات را نشنونی بعضی رنگ ها نبینی بعضی افکار را نفهمی بعضی حالات را حس نکنی

14:با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

15:وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است

16:حوادث انسان های بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.

17:این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است: پلیدی پاکی پوچی

18:شرف مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست

19:چقدر دوست دارم این سخن مسیح را « از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند»

20:آدم بالاخره می میره حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم؟

21:آن جا که عشق فرمان می دهند محال سر تسلیم فرو می آرد.

22:چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان دمبه دار خوشحال

23:گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند

24:پروانه ی شمع اگر هم چون مرغ خانگی نه بر گرد شمع که در پی خروس می رفت زندگی در زیر پایش رام می گشت و آسمان بر بالای سرش به کام

25:من از دو کار نفرت دارم : یکی درد دل کردن که کار شبه مردهاست و یکی هم از خود دفاع کردن برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است. شجاع به همدرد نیازمند نیست از ناله شرم دارد.

26:برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن و یاس انسان امروزه یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش و خوش بینی انسان در تاریخ زاییده ی جهلش نسبت به خویش است

27:زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.

28:دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد

29:هرکس – نه تنها – به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بکله به میزان مجهولاتی که در عالم احساس می کند عالم است.

30:انسان به میزان برخورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است

31:برای این که قومی خوب سواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.

32:چقدر این قفس برایم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 13:13  توسط سما | 

 

ميكروفضاپيماها

 

پراسانا چاندراسخار، گفت : " ما فرايندهايي در فضا كه شدت گرما را از بين ببرند يا فضاپيما را در شدت سرما ، گرم نگهدارد ، نداريم . ممكن است اين خيلي ناچيز به نظر برسد اما ، كنترل دمايي فضاپيما به طور قطع بسيار سخت است . فعلا ، هيچ راهي براي انجام آن براي فضاپيماهاي خيلي كوچك وجود ندارد ."



با وجود بها 5 هزار دلارگردش يك پوند از محموله بار معلق پيرامون ، انتظار مي رود ميكروفضاپيما نيروي محركه آينده توسعه ي هوافضايي باشد . با اين صنايع مينياتوري ، ناسا ، ارتش و شركت هاي خصوصي قادر خواهند بود كه كاوشگرها و ماهواره هاي بيشتر، باز كننده درها به سوي ژرفاي كاربردهاي جديد براي ارتباطات و دفاع ، با هزينه ي كمتر پرتاب كنند . اما قبل ازاينكه اولين ميكرو فضاپيما بتواند پرتاب شود ، دانشمندان نياز دارند سيستمهاي تنظيم دمايي بزرگ به كار رفته را براي كمك به جلوگيري از سوختن سفينه هاي امروزي درنور خورشيد فضا يا انجماد سفينه در درجه تاريكي فقدان خورشيد ، كوچك كنند .



فضا يك محيط بي رحم است . خارج از محدوده ي گرم و راحت اتمسفر زمين ، هر شاتل و ماهواره اي به ستيزه با ، گرما و سرماي خيلي زياد ، وزش نشات گرفته از ذرات بادهاي خورشيدي و زبانه هاي متناوب خورشيدي ، قابليت ايجاد خوردگي توسط اتم اكسيژن و دسته ي امواج فرابنفش نياز دارد .


بالاخره ، اينجا سنگهاي آسماني بسيار ريز ؛ خرده هاي باقي مانده سرگردان فضايي در سرعت بالاي 20 هزار مايل بر ساعت –تقريبا دهها ساعت سريعتر از هر گلوله اي در روي زمين - وجود دارند .


چاندراسخار و تيم اش بايد تكنولوژي تنظيم دمايي اي بسازند كه بتواند با تمام اين خطرات ستيز كند و هنوز به اندازه كافي براي استفاده در ميكرو فضاپيماها روشن باشد .



در فضاپيماهاي بزرگتر " حائلها "ي مكانيكي - كه چاندراسخار آنها را " درپوشهاي عظيم پنجره "

مي نامد - و حلقه هاي لوله هاي خنك سازي ، كنترل دمايي را انجام مي دهند . جز معايب سنگيني و قيمت ، اين تكنولوژيها براي تركيب با ميكرو يا نانو فضاپيما دشوار يا غير ممكن هستند .



چاندراسخار به عهده گرفتن موضوع را از سال 2003 به عنوان يك شاخه از يك تكنولوژي نظامي آغاز كرده است . راه حل او طراحي شناخته شده به عنوان " سيستم الكتروكروميك پوسته نازك نشر متغير " ، يك " ساندويچ " باريك ، قابل انعطاف كه شبيه پلاستيك به نظر مي رسد و زماني كه يك بار الكتريكي به آن داده مي شود مي تواند تغيير رنگ دهد .


غشاي نازك مي تواند در ميكرو فضاپيما مانند يك پوست ، مبدل رنگ از روشن به تيره مبني بر در معرض بودن خودش در برابر نورشديد خورشيد يا تاريكي خيلي زياد به كار رود.چاندراسخار افزود كه "تغيير رنگ" در فروسرخ همانندطيف نور مرئي است

فيلم تغيير مكان مي دهد از يك وضعيت "نشر" بالا -يا نشر مقدار زيادي گرما – در دماهاي گرم و يك نشر كم يا عايق گذاري ، وضعيت در دماهاي انجماد . فيلم گرمايي همچنين يك لايه ي حفاظت كننده شامل اكسيدهاي ژرمانيوم و سيليسيوم دارد كه آن را در مقابل اتم اكسيژن حفظ مي كند ، كه مي تواند سفينه ها را پوسيده كند– يك مشكل جدي براي ايستگاههاي فضايي و ماهواره هاي اساسي ارتباطاتي- و مدت عمرشان را كوتاه كند .



روكش اكسيد سيليسيوم همچنين يك كاهنده ي "جذب خورشيدي" به سوي پوست را ارائه مي دهد . حتي در وضعيت رنگ روشن خودش ، پوست هنوز جاذب بالاي تابش خورشيدي است و بعنوان نتيجه مي تواند گرماي زيادي بدست آورد. روكش تضمين مي كند كه جذب خورشيدي زير يك مقدار كه مانع گرم شدن پوست تحت تابش مستقيم خورشيدي مي شود ، مي ماند .







با اينكه پوسته كمتر از يك صدم اينچ ضخامت دارد ، به اندازه كافي براي مقاومت كردن در برابر سنگهاي ريز آسماني درحال پرواز در ميان فضا محكم است .



چاندراسخار ،محقق شركت اشوين – اشس (Ashwin-Ushas) كه پژوهش را به همراه ناسا انجام مي دهد ، گفت :" آزمايش براي سنگهاي ريز آسماني خيلي ساده بود ما فقط يك توپ پر از ذرات كوچك و سوزنهاي باريك نيزه مانند بر روي آن را شليك كرديم " .



ديگر آزمايشات با بيشترين درجه حالت ارتجاعي پوسته را تاييد مي كنند . براي شبيه سازي جانشيني گرما وسرماي شديد فضا ، ابزار در خلا و در معرض دماهايي كه به طور مداوم بين -58 و 212 درجه ي فارنهايت متناوب است بيش از چندين ماه قرار گرفته است. پوسته به طور موفقيت آميزي اين و ساير آزمايشهاي ماندگاري را تحمل كرد . چاندراسخار گفت ابزار نتايج خيلي خوبي را در كل حاصل داده است .



چاندراسخار گفت :"اين كار يك بهبود بنيادي را روي كارهاي قبلي معرفي شده بوسيله ي اين شركت در الحاق يك لايه ي محافظت كننده نشان مي دهدكه به طور موثر جذب خورشيدي را تا يك مقدارقابل پذيرش كاهش مي دهد . تكنولوژي الكتروكروميك نشرمتغير يك تكنولوژي كاملاجديدپيشگام توسط اين شركت است .بنابربهترين اطلاعات ما ، هيچ گروه ديگري هيچ كاري را در اين حيطه انجام نداده است."



ناسا قصد دارد تا اولين نمونه هاي اوليه ميكرو فضاپيما درحال كاررا درسال 2013 تهيه كند ، همچنين چاندراسخار گفت كه تيم اش درحال كار كردن براي تهيه فيلم گرمايي آزمايش شده در فضا در نزديكترين زماني ممكن هستند .



گسترش ديگر ، ميكروفضاپيما در صور فلكي پرواز خواهد كرد ، آنها را تقريبا براي آشكارسازي يا سوزاندن در بيرون آسمان غير ممكن مي كند . با پرتابهاي ارزان قيمت تر و يك تعداد زيادتر از ماهواره هاي كوچك در مدار ، ميكروفضاپيما مي تواند قلمرو ماهواره هاي ارتباطي را با ، بسط دادن پيشرفت براي صنايعي كه اكنون براي تهيه آن ها قادر نيستند ، وسيع كند . كشف اجتماع بهبوديافته همان اندازه كه سريعتر و معتبرتر مي شود و ارتباط از دور در دسترس جهاني فقط يك شروع خواهد بود .


همچنين براي پوسته گرمايي به كار بردن درزمين امكان دارد .چاندراسخار گفت كه كشورهاي با آب و هواي گرم يا سرد مي توانند خانه ها را با اين پوسته تغييررنگ و نشر را به ارزاني براي تنظيم بهتر دما بسازند . او قبلا به پرسشهايي از آنطرف درياها براي ايجاد پوسته ي بلوك هاي سيماني با پوسته ي تنظيم كننده دما رسيده بود .چاندراسخار گفت كه به ساختن پوسته گرمايي علاقه دارد " تعداد زيادي از مهندسان فضاپيما به ما گفتند كه اگر ما اين تكنولوژي را داشتيم به ما آزادي طراحي خيلي بزرگتر براي ميكروفضاپيماي آينده را مي داد. "

منبع:http://www.sciencedaily.com/releases/2008/08/080819160053.htmپایان مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 14:29  توسط سما | 
ازتون معذرت میخوام که یه مدت نبودم درس دارم

 

از دوستان خواهش میکنم حتما مختار نامه رو ببینن ارزش وقت گذاشتن رو داره

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 20:19  توسط سما | 
ا

بازم اولیین منشورحقوق بشر...

 

ز روزی كه استوانه كوروش به ایران آورده شده تا به امروز، همواره  بحث های حاشیه ای در مورد آن وجود داشته است. نشریه سرزمین من همشهری پرونده ای را به بررسی این استوانه اختصاص داده است كه حاوی نكات قابل تاملی است.   از روزی كه استوانه كوروش به ایران آورده شده تا به امروز، همواره  بحث های حاشیه ای در مورد آن وجود داشته است. نشریه سرزمین من همشهری پرونده ای را به بررسی این استوانه اختصاص داده است كه حاوی نكات قابل تاملی است. 

یكی از مطالب این پرونده ، ترجمه كامل متن استوانه بابِلی كوروش است . این در حالی است كه دو قطعه مكشوفه جدید از استوانه باعث كامل‌تر شدن ترجمه متن كتیبه كوروش شده است.
با توجه به اینكه تا كنون كمتر راجع به متن این اثر تاریخی و منحصر به فرد سخن گفته شده، متن كامل آن در ادامه می آید. برای مطالعه نسخه كامل این پرونده، «سرزمین من» را از روزنامه فروشی ها بخواهید.

آنچه كتیبه بابلی كوروش را از كتیبه‌های زمان خود تفكیك می‌كند، نخست متن آن است كه از یك واقعه تاریخی خاص خبر می‌دهد؛ واقعه‌ای توام با صلح و احترام كه نمونه دیگری ندارد. دومین نكته در منحصربه‌فرد بودن این كتیبه، به گفته منتقدان و آگاهان به نوشتارهای ادبی، زبان به كار رفته در آن است. به واقع نوشتن استوانه كوروش با نوعی زبان فاخر انجام گرفته است.

هرچند روی استوانه كوروش، به دفعات ترجمه‌های مختلفی انجام گرفته، اما به تاز‌گی دو قطعه دیگر از این استوانه ارزشمند كشف شد كه پس از جانمایی آن ترجمه دیگری كه امروز به عنوان كامل‌ترین ترجمه استوانه كوروش از آن یاد می‌شود انجام گرفت. این ترجمه جدید كار مشترك شاهرخ رزمجو و اروینگ فینكل است كه در موزه بریتانیا انجام گرفته است.

1) آن هنگام كه ……{مردو]ك، پادشاه همه آسمان‌ها و زمین، كسی كه ……..،] … كه با … یش {سرزمین‌های دشمنانش(؟) را لگدكوب می‌كند}

2) [...................] {با دانایی گسترده، – كسی كه} گوشه‌های جهان {را زیر نظر دارد}،

3) [..............................] … فرزند ارشد [او]، فرومایه‌ای (=بِلشَزَر) به سروری سرزمینش گمارده شد.

4) -[...................................... اما او [فرمانروایی؟ سا]ختگی بر آنان قرار داد،

5) نمونه‌ای ساختگی از اِسگیل سا[خت و] ……………. برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [فرستاد؟]

6) آیین‌هایی كه شایسته آنان (خدیان/ پرستشگاه‌ها) نبود. پیشكشی[هایی ناپاك] …………….. گستاخانه [...] هر روز یاوه‌سرایی می‌كرد و [اها]نت‌آمیز

7) (او) پیشكشی‌های روزانه را بازداشت.  او در [آیین‌ها دست برد و] ……………… درون پرستشگاه‌ها برقرار [كرد]. در اندیشه‌اش به ترس از مردوك- شاه خدایان- پایان داد.

8  ) هر روز به شهرش (= شهر مردوك) بدی روا می‌داشت. …………….. همه مردما[نش را ..........](= مردمان مردوك)را با یوغی رها نشدنی به نابودی كشاند.

9) انلیل خدایان (= مردوك)، از شِكوِه ایشان بسیار خشمگین شد، و ……………… قلمرو آنان. خدایانی كه درون آنها می‌زیستند محراب‌هایشان را رها كردند.

10) خشمگین از اینكه او (-نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیربابلی) به شوانَه (=بابِل) وارد كرده بود. [دلِ] مردوكِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد ……. (او) بر همه زیستگاه‌هایی كه جایگاه‌های مقدسشان ویران گشته بود.

11) و مردم سرزمین سومر و اكد كه همچون كالبد مردگان شده بودند، اندیشه كرد (و) بر آنان رحم آورد. او همه سرزمین‌ها را جست‌ و بررسی كرد،

12) شاهی دادگر را جست‌وجو كرد كه دلخواهش باشد. او كوروش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت، و او را به نام خواند، (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام كرد.

13) او (=مردوك) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=كوروش) به كرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را كه (مردوك) به دستان او (=كوروش) سپرده بود،

14) به دادگری و راستی شبانی كرد. مردوك، سرور بزرگ، كه پرورنده مردمانش است، به كارهای نیك او (=كوروش) و دل راستینش به شادی نگریست

15) (و) او را فرمان داد تا به‌سوی شهرش (=شهر مردوك)، بابِل، برود. او را واداشت (تا) راه تینتیر (=بابِل) را در پیش گیرد، و، همچون دوست و همراهی در كنارش گام برداشت.

16) سپاهیان گسترده‌اش كه شمارشان همچون آب یك رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارها در كنارش روان بودند.

17) (مردوك) او را بدون جنگ و نبرد به درون شوانه (=بابل) وارد كرد. او شهرش، بابِل را از سختی رهانید. او (=مردوك) نبونئید، شاهی را كه از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست كوروش) نهاد.

18) همه مردم تینتیر (=بابِل)، تمامی سرزمین‌های سومر و اكد، بزرگان و فرمانداران در برابرش كرنش كردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره‌هایشان درخشان شد.

19) (مردوك) سروری كه با یاری‌اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنكه همه را از سختی و دشواری رهانید، آنان او را به شادی ستایش كردند و نامش را ستودند.

20) منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابِل، شاه سومر و اَكد، شاه چهار گوشه جهان.

21) پسر كمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوه كوروش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، از نسل چَیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان.

22) دودمان جاودانه پادشاهی كه (خدایان) بِل و نَبو فرمانروایش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد یاد می‌كنند. آنگاه كه با آشتی به در [ون] بابل آمدم.

23) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در كاخ شاهی برپا كردم. مردوك، سرور بزرگ، قلب گشاده كسی كه بابِل را دوست دارد، [همچون سرنو]شتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسنده در پی نیایش او بودم.

24) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابِل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم كسی در همه [سومر و] اَكد هراس‌آفرین باشد.

25) در پی امنیت شهر بابِل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابِل —– كه برخلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود كه شایسته‌شان نبود،

26) خستگی‌هایشان را تسكین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان كردم. مردوك، سرور بزرگ، از رفتار [نیك من] شادمان گشت (و)

27) به من كوروش، شاهی كه از او می‌ترسد و كمبوجیه پسر تنی[ام و به] همه سپاهیانم،

28) بركتی نیكو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همه شاهانی كه بر تخت نشسته‌اند،

29) از هر گوشه (جهان)، از دریای بالا تا دریای پایین، آنان كه در سرزمین‌های دوردست می‌زیند (و) همه شاهان سرزمین اَمورو كه در چادرها زندگی می‌كنند، همه آنان،

30) باج سنگینشان را به شوانه (بابِل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شوانه= بابل] تا شهر آشور و شوش،

31) اَكد، سرزمین اِشنونَه، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه‌های مقدس آن‌سو]ی دجله كه از دیرباز محراب‌هایشان ویران شده بود،

32) خدایانی را كه درون آنها ساكن بودند، به جایگاه‌هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همه مردمان آنان (=آن خدایان) را گِرد آوردم و به سكونتگاه‌هایشان بازگرداندم و

33) خدایانِ سرزمین سومر و اكد را كه نبونئید- در میان خشم سرور خدایان- به شوانَه (=بابِل) آورده بود، به فرمان مردوك، سرور بزرگ، به سلامت

34) به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی كه دلشادشان می‌سازد. باشد تا خدایانی كه به درون نیایشگاه‌هایشان بازگرداندم،

35) هر روز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) كارهای نیكم را یادآور شوند و به مردوك، سرورم چنین بگویند كه «كوروش، شاهی كه از تو می‌ترسد و كمبوجیه پسرش

36) … بگذار آن {سهمیه‌رسان نیایشگاه‌هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)… و} باشد كه مردمان بابِل [شاهیِ] او را بستایند». من همه سرزمین‌ها را در صلح قرار دادم.

37) …………. [غا]ز، دو مرغابی، ده كبوتر، بیشتر از [پیشكشی پیشینِ] غاز و مرغابی و كبوتری كه …….

38) … [روزا]نه افزودم. …….. در پی استوار كردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم،

39) … دیواری از آجر پخته، بر كناره خندقی كه شاه پیشین ساخته بود، ولی ساختش را به پایان [نَبرده بود] … كار آن را [من... به پایان بردم.]

40) … كه [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، كه هیچ شاهی پیش از من (با) كارگران به بیگاری [گرفته شده سرزمینش در] شوانه (=بابِل) نساخته بود.

41) … (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو برپا كردم و [ساختش را به پایان رساندم].

42) … [دروازه‌های بزرگ از چوب سدر] با روكش مفرغین. من همه آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] كار گذاردم.

43) … [... كتیبه‌ای از] آشوربانی پال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.

44) [.......] {او… مردوك، سرور بزرگ، آفریننده (؟)} [...................................]

45) [...........................] {… من… همچون هدیه‌ای [پیشكش كردم]}…… [(برای) خشنودی‌ات} تا به جا]ودان. {[نوشته و] تطبیق [بر بنیادِ لوحه]…]؛ (این) كتیبه قیشتی- مردوك، پسر…}

راهنمای متن:
* نقطه‌گذاری‌ها نشان دهنده شكستگی یا آسیب‌دیدگی متن هستند.
** نوشته‌های درون [] به معنی بخش‌های شكسته و یا بازسازی شده است.
*** نشانه ؟ برای احتمال‌ها به كار رفته است.
**** ترجمه بخش‌های درون {} از روی متن دو قطعه نویافته، انجام شده است.

راهنمای نام‌ها:
انلیل خدایان: لقبی برای مردوك.
ایمگور- انلیل (Imgur-Enlil): نام دیوار درونی شهر بابل.
بِل (Bel): نام دیگر خدای مردوك، به معنی «سرور».
تینتیر (Tintir): نام بخشی از شمال شهر بابِل و یكی از نام‌هایی كه برای بابِل به كار برده می‌شد.
سرسیاه (Black- headed people): اصطلاحی رایج در زبان اكدی كه مردم میانرودان برای نامیدن خود به كار می‌بردند و منظور از آن اشاره به عوام و مردم عادی بوده است.
شوانه (Shuanna): نام بخشی از جنوب شهر بابِل كه برای نامیدن بابِل نیز به كار می‌رفت.
گوتی (Guti): نام مردم ساكن در منطقه میان زاگرس تا دجله. در این دوره، این نام به طور مشخص برای نامیدن اقوام ایرانی مانند مادها و هم‌پیمانان آنان به كار می‌برده می‌شد.
مردوك (Marduk): نام خدای بزرگ بابل.
نَبو (Nabu): نام خدای بابلی كتابت و پسر مردوك و سرَپَنیتو.

یكی از مطالب این پرونده ، ترجمه كامل متن استوانه بابِلی كوروش است . این در حالی است كه دو قطعه مكشوفه جدید از استوانه باعث كامل‌تر شدن ترجمه متن كتیبه كوروش شده است.
با توجه به اینكه تا كنون كمتر راجع به متن این اثر تاریخی و منحصر به فرد سخن گفته شده، متن كامل آن در ادامه می آید. برای مطالعه نسخه كامل این پرونده، «سرزمین من» را از روزنامه فروشی ها بخواهید.

آنچه كتیبه بابلی كوروش را از كتیبه‌های زمان خود تفكیك می‌كند، نخست متن آن است كه از یك واقعه تاریخی خاص خبر می‌دهد؛ واقعه‌ای توام با صلح و احترام كه نمونه دیگری ندارد. دومین نكته در منحصربه‌فرد بودن این كتیبه، به گفته منتقدان و آگاهان به نوشتارهای ادبی، زبان به كار رفته در آن است. به واقع نوشتن استوانه كوروش با نوعی زبان فاخر انجام گرفته است.

هرچند روی استوانه كوروش، به دفعات ترجمه‌های مختلفی انجام گرفته، اما به تاز‌گی دو قطعه دیگر از این استوانه ارزشمند كشف شد كه پس از جانمایی آن ترجمه دیگری كه امروز به عنوان كامل‌ترین ترجمه استوانه كوروش از آن یاد می‌شود انجام گرفت. این ترجمه جدید كار مشترك شاهرخ رزمجو و اروینگ فینكل است كه در موزه بریتانیا انجام گرفته است.

1) آن هنگام كه ……{مردو]ك، پادشاه همه آسمان‌ها و زمین، كسی كه ……..،] … كه با … یش {سرزمین‌های دشمنانش(؟) را لگدكوب می‌كند}

2) [...................] {با دانایی گسترده، – كسی كه} گوشه‌های جهان {را زیر نظر دارد}،

3) [..............................] … فرزند ارشد [او]، فرومایه‌ای (=بِلشَزَر) به سروری سرزمینش گمارده شد.

4) -[...................................... اما او [فرمانروایی؟ سا]ختگی بر آنان قرار داد،

5) نمونه‌ای ساختگی از اِسگیل سا[خت و] ……………. برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [فرستاد؟]

6) آیین‌هایی كه شایسته آنان (خدیان/ پرستشگاه‌ها) نبود. پیشكشی[هایی ناپاك] …………….. گستاخانه [...] هر روز یاوه‌سرایی می‌كرد و [اها]نت‌آمیز

7) (او) پیشكشی‌های روزانه را بازداشت.  او در [آیین‌ها دست برد و] ……………… درون پرستشگاه‌ها برقرار [كرد]. در اندیشه‌اش به ترس از مردوك- شاه خدایان- پایان داد.

8  ) هر روز به شهرش (= شهر مردوك) بدی روا می‌داشت. …………….. همه مردما[نش را ..........](= مردمان مردوك)را با یوغی رها نشدنی به نابودی كشاند.

9) انلیل خدایان (= مردوك)، از شِكوِه ایشان بسیار خشمگین شد، و ……………… قلمرو آنان. خدایانی كه درون آنها می‌زیستند محراب‌هایشان را رها كردند.

10) خشمگین از اینكه او (-نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیربابلی) به شوانَه (=بابِل) وارد كرده بود. [دلِ] مردوكِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد ……. (او) بر همه زیستگاه‌هایی كه جایگاه‌های مقدسشان ویران گشته بود.

11) و مردم سرزمین سومر و اكد كه همچون كالبد مردگان شده بودند، اندیشه كرد (و) بر آنان رحم آورد. او همه سرزمین‌ها را جست‌ و بررسی كرد،

12) شاهی دادگر را جست‌وجو كرد كه دلخواهش باشد. او كوروش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت، و او را به نام خواند، (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام كرد.

13) او (=مردوك) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=كوروش) به كرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را كه (مردوك) به دستان او (=كوروش) سپرده بود،

14) به دادگری و راستی شبانی كرد. مردوك، سرور بزرگ، كه پرورنده مردمانش است، به كارهای نیك او (=كوروش) و دل راستینش به شادی نگریست

15) (و) او را فرمان داد تا به‌سوی شهرش (=شهر مردوك)، بابِل، برود. او را واداشت (تا) راه تینتیر (=بابِل) را در پیش گیرد، و، همچون دوست و همراهی در كنارش گام برداشت.

16) سپاهیان گسترده‌اش كه شمارشان همچون آب یك رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارها در كنارش روان بودند.

17) (مردوك) او را بدون جنگ و نبرد به درون شوانه (=بابل) وارد كرد. او شهرش، بابِل را از سختی رهانید. او (=مردوك) نبونئید، شاهی را كه از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست كوروش) نهاد.

18) همه مردم تینتیر (=بابِل)، تمامی سرزمین‌های سومر و اكد، بزرگان و فرمانداران در برابرش كرنش كردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره‌هایشان درخشان شد.

19) (مردوك) سروری كه با یاری‌اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنكه همه را از سختی و دشواری رهانید، آنان او را به شادی ستایش كردند و نامش را ستودند.

20) منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابِل، شاه سومر و اَكد، شاه چهار گوشه جهان.

21) پسر كمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوه كوروش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، از نسل چَیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان.

22) دودمان جاودانه پادشاهی كه (خدایان) بِل و نَبو فرمانروایش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد یاد می‌كنند. آنگاه كه با آشتی به در [ون] بابل آمدم.

23) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در كاخ شاهی برپا كردم. مردوك، سرور بزرگ، قلب گشاده كسی كه بابِل را دوست دارد، [همچون سرنو]شتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسنده در پی نیایش او بودم.

24) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابِل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم كسی در همه [سومر و] اَكد هراس‌آفرین باشد.

25) در پی امنیت شهر بابِل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابِل —– كه برخلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود كه شایسته‌شان نبود،

26) خستگی‌هایشان را تسكین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان كردم. مردوك، سرور بزرگ، از رفتار [نیك من] شادمان گشت (و)

27) به من كوروش، شاهی كه از او می‌ترسد و كمبوجیه پسر تنی[ام و به] همه سپاهیانم،

28) بركتی نیكو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همه شاهانی كه بر تخت نشسته‌اند،

29) از هر گوشه (جهان)، از دریای بالا تا دریای پایین، آنان كه در سرزمین‌های دوردست می‌زیند (و) همه شاهان سرزمین اَمورو كه در چادرها زندگی می‌كنند، همه آنان،

30) باج سنگینشان را به شوانه (بابِل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شوانه= بابل] تا شهر آشور و شوش،

31) اَكد، سرزمین اِشنونَه، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه‌های مقدس آن‌سو]ی دجله كه از دیرباز محراب‌هایشان ویران شده بود،

32) خدایانی را كه درون آنها ساكن بودند، به جایگاه‌هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همه مردمان آنان (=آن خدایان) را گِرد آوردم و به سكونتگاه‌هایشان بازگرداندم و

33) خدایانِ سرزمین سومر و اكد را كه نبونئید- در میان خشم سرور خدایان- به شوانَه (=بابِل) آورده بود، به فرمان مردوك، سرور بزرگ، به سلامت

34) به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی كه دلشادشان می‌سازد. باشد تا خدایانی كه به درون نیایشگاه‌هایشان بازگرداندم،

35) هر روز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) كارهای نیكم را یادآور شوند و به مردوك، سرورم چنین بگویند كه «كوروش، شاهی كه از تو می‌ترسد و كمبوجیه پسرش

36) … بگذار آن {سهمیه‌رسان نیایشگاه‌هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)… و} باشد كه مردمان بابِل [شاهیِ] او را بستایند». من همه سرزمین‌ها را در صلح قرار دادم.

37) …………. [غا]ز، دو مرغابی، ده كبوتر، بیشتر از [پیشكشی پیشینِ] غاز و مرغابی و كبوتری كه …….

38) … [روزا]نه افزودم. …….. در پی استوار كردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم،

39) … دیواری از آجر پخته، بر كناره خندقی كه شاه پیشین ساخته بود، ولی ساختش را به پایان [نَبرده بود] … كار آن را [من... به پایان بردم.]

40) … كه [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، كه هیچ شاهی پیش از من (با) كارگران به بیگاری [گرفته شده سرزمینش در] شوانه (=بابِل) نساخته بود.

41) … (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو برپا كردم و [ساختش را به پایان رساندم].

42) … [دروازه‌های بزرگ از چوب سدر] با روكش مفرغین. من همه آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] كار گذاردم.

43) … [... كتیبه‌ای از] آشوربانی پال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.

44) [.......] {او… مردوك، سرور بزرگ، آفریننده (؟)} [...................................]

45) [...........................] {… من… همچون هدیه‌ای [پیشكش كردم]}…… [(برای) خشنودی‌ات} تا به جا]ودان. {[نوشته و] تطبیق [بر بنیادِ لوحه]…]؛ (این) كتیبه قیشتی- مردوك، پسر…}

راهنمای متن:
* نقطه‌گذاری‌ها نشان دهنده شكستگی یا آسیب‌دیدگی متن هستند.
** نوشته‌های درون [] به معنی بخش‌های شكسته و یا بازسازی شده است.
*** نشانه ؟ برای احتمال‌ها به كار رفته است.
**** ترجمه بخش‌های درون {} از روی متن دو قطعه نویافته، انجام شده است.

راهنمای نام‌ها:
انلیل خدایان: لقبی برای مردوك.
ایمگور- انلیل (Imgur-Enlil): نام دیوار درونی شهر بابل.
بِل (Bel): نام دیگر خدای مردوك، به معنی «سرور».
تینتیر (Tintir): نام بخشی از شمال شهر بابِل و یكی از نام‌هایی كه برای بابِل به كار برده می‌شد.
سرسیاه (Black- headed people): اصطلاحی رایج در زبان اكدی كه مردم میانرودان برای نامیدن خود به كار می‌بردند و منظور از آن اشاره به عوام و مردم عادی بوده است.
شوانه (Shuanna): نام بخشی از جنوب شهر بابِل كه برای نامیدن بابِل نیز به كار می‌رفت.
گوتی (Guti): نام مردم ساكن در منطقه میان زاگرس تا دجله. در این دوره، این نام به طور مشخص برای نامیدن اقوام ایرانی مانند مادها و هم‌پیمانان آنان به كار می‌برده می‌شد.
مردوك (Marduk): نام خدای بزرگ بابل.
نَبو (Nabu): نام خدای بابلی كتابت و پسر مردوك و سرَپَنیتو.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 15:30  توسط سما | 
چند حرف حسابی

دنيا زنگ تفريح است مراقب باشيد، زنگ ديگر حساب داريم.

فرزندان را با آب معرفت، آفتاب محبت، و هواي ناب صداقت، شاداب نگه داريم.

زندگي محك نخورده ارزش زيستن ندارد.

گوش شنونده هميشه درجست و جوي سخن خردمندان و حكيمان است.

رنج تو چون هست فزون از شمار

مزد تو با رحمت پروردگار

من گل باغ بهشتم

من پرستوي رهايم

پاك پاكم چون فرشته

بنده خوب خدايم

خطاهاي ديگران را چون خطاهاي خويش تحمل كن.

پيروزي متعلق به كساني است كه بيش از ديگران استقامت دارند.

حكيمي گويد: دنيا سه روز است.

ديروز كه ديگر برنگردد.

امروز كه دوام ندارد.

فردا حالش معلوم نيست، شايد هم به آن نرسي.

تعليم و تربيت پر كردن سطل نيست برافروختن آتش است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 13:17  توسط سما | 
 
اولین بیانیه حقوق بشر

منشور کورش هخامنشی، کهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده در جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشت باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگام  بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و کشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت و‌ تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است که پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شکسته و مردم فرودست رفتار می‌کرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوکننده رفتار نیک کورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین کشور آنروز جهان و کنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاک سرزمین‌ها، که با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی که باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند، مردمانی که نیازمند دانش و فن‌آوری کشورهای دیگر باشند، شکست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شکسته نشدن در جهان سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟

 با توجه به ورود منشور حقوق بشر کوروش کبیر به ایران پهناور ، این مقاله را به این منشور اختصاص داده‌ایم.

یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیه بردباری در فرهنگ ایرانی

منشور حقوق بشر کورش یا استوانه کورش دوم (بزرگ) لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کورش دوم هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده است. نیمه نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمه پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده‌ و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است. 

بررسی‌های نخستین نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گلین را نوشته‌هایی به خط و زبان بابلی نو (اَکَـدی) در برگرفته است که گمان می‌رفت نبشته‌ای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد. اما بررسی‌های بیشتری که پس از گرته‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کورش بزرگ هخامنشی (۵۵۰-۵۳۰ پ‌م.) و به هنگام ورود به شهر بابل نویسانده شده است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (۱۳۸۴) ۲۵۴۵ سال می‌گذرد.

شکل ظاهری این فرمان، به مانند استوانه‌ای دیده می‌شود که میانه آن قطورتر از دو سوی آنست. انتشار و ثبت فرمان‌ها و یادمان‌های رسمی بر روی استوانه گِلین و نیز بر روی لوحه‌های مسطح، از سابقه‌ای دیرین در ایران و میاندورود برخوردار بوده، که گونه استوانه‌ای آن نسبت به بقیه، پایداری و دوام بیشتری داشته است. بی‌تردید این فرمان در نسخه‌های متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نویسانده شده بوده که امروزه تنها یکی از آنها به دست آمده است.

استوانه کورش آسیب‌هایی جدی به خود دیده است. بسیاری از سطرهای آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل خواندن نیستند. نبشته‌های بخش‌های آسیب‌دیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن می‌توان تا حدودی بازسازی کرد که در این بازسازی نیز، بی‌گمان احتمال اشتباه‌هایی وجود دارد. بدین لحاظ و نیز به دلیل اینکه در خواندن و ترجمه نبشته‌های بابلی، هنوز نیز اتفاق نظر وجود ندارد، متن منشور کورش در ترجمه‌های گوناگون به تفاوت‌هایی دچار آمده است. با این نگرش، هیچ‌یک از ترجمه‌‌های امروزی کتیبه، معادل دقیق معنای عبارت‌های اصلی آنرا ارائه نمی‌کنند. استناد به محتوای کتیبه و به ویژه کلید‌واژه‌ها، می‌بایست با دقت و وسواس بسیاری صورت پذیرد. بی‌تردید استناد به کتیبه هنگامی با اطمینان بیشتری ممکن می‌شود که کلمه یا مفهومی خاص، در بیشتر پژوهش‌ها به گونه‌ای کم ‌و بیش یکسانی برگردان شده باشند.

در دانشگاه «ییل» (Yale) کتیبه کوچک و آسیب‌‌دیده‌ای نگهداری می‌شود که آنرا بخش گمشده‌‌ی استوانه کورش دانسته‌اند. این بخش توسط همو به کتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر پایانی فعلی آنرا تشکیل می‌دهد(سطرهای ۳۷ تا ۴۵).

منشور کوروش بارها توسط دانشمندان غربی ترجمه شده، اما نخستین بار توسط دکتر عبدالمجید ارفعی به زبان فارسی برگردانده شده است.نخستین ترجمه منشور کوروش به زبان انگلیسی توسط «راولینسون» انجام گرفت (1880 م). سپس کسانی همانند «ویسباخ» (1890 م)، «ریختر» (1952 م)، «اوپنهایم» (1955 م) و نیز «لوکوک» (1990 م) به ترجمه آن اقدام کرده‌اند.

ترجمه و انتــشار فرمــان کــورش بــزرگ (کــورش دوم) پــرده از نادانــسته‌های بســیار برداشت و خیلی زود بعنوان «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوق‌دانان کشورهای گوناگون جهان در سال ۱۳۴۸ خورشیدی با گردهمایی در کنار آرامگاه کورش در پاسارگاد، از او بنام نخستین بنیاد‌گذار حقوق بشر جهان یاد کردند و او را ستودند. حقوقی که انسانِ امروز پس از دوهزار و پانصد سال در اندیشه ایجاد و فراهم‌سازی آن افتاده است و آرزوی گسترش آنرا در سر می‌پروراند.

(نسخه‌بدلی از منشور کورش به عنوان کهن‌ترین فرمانِ شناخته‌شده تفاهم و همزیستی ملت‌ها در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری می‌شود. این کتیبه در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت جای دارد).

 فکر می‌کنید چه چیز باعث شده است تا فرمان کورش به این پایه از شهرت برسد؟ پاسخ این پرسش هنگامی دریافته می‌شود که فرمان کورش را با نبشته‌های دیگر فرمانروایان همزمان خود و حکمرانان امروزی به سنجش بگذاریم و بین آنها داوری کنیم.

آشور نصیرپال، پادشاه آشور (۸۸۴ پ‌م.) در کتیبه خود نوشته است: ‘‘... به فرمان آشور و ایشتار، خدایان بزرگ و حامیان من ... ششصد نفر از لشکر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان را زنده زنده در آتش سوزاندم .حاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم .بسیاری را در آتش کباب کردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم، هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم."

در‌کتیبه سِـناخـریب، پادشاه آشور (۶۸۹ پ‌م.) چنین نوشته شده است: ‘‘... وقتی که شهر بابِـل را تصرف کردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم. خانه‌هایشان را چنان ویران کردم که بصورت تلی از خاک درآمد. همه شهر را چنان آتـش زدم کـه روزهای بسـیار دود آن به آسـمان می‌رفـت. نهـر فـرات را به روی شهر جاری کردم تا آب حتی ویرانه‌ها را نیز با خود ببرد."

در کتیبه آشور بانیپال (۶۴۵ پ‌م.) پس از تصرف شهر شوش آمده است: ‘‘... من شوش، شهر بزرگ مقدس ... را به خواست آشور و ایشتار فتح کردم ... من زیگورات شوش را که با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود، شکستم .معابد ایلام را با خاک یکسان کردم و خـدایـان و الـهه‌هـایشان را به باد یغما دادم. سپاهیان من وارد بیشه‌های مقدسش شدند که هیچ بیگانه‌ای از کنارش نگذشته بود، آنرا دیدند و به آتش کشیدند. من در فاصله یک ماه و بیست و پنج روز راه، سـرزمـین شـوش را تبدیل به یک ویرانه و صحرای لم یزرع کردم. ندای انسانی و فریادهای شـادی به دست من از آنجا رخت بربست، خاک آنجا را به تـوبـره کشیدم و به ماران و عـقرب‌ها اجازه دادم آنجا را اشغال کنند."

و در کتیبه نَـبوکَـد نَـصَر دوم، پادشـاه بـابل (۵۶۵ پ‌م.) آمـده است: ‘‘ فرمان دادم که صد هزار چشم در آورند و صد هزار ساق پا را بشکنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خـانـه‌ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زنده‌ای از آنجا برنخیزد."

این رویدادهای غیر انسانی تنها به آن روزگاران تعلق ندارد. امروزه نیز مردمان جهان با چنین ستم‌ها و خشونت‌هایی روبرو هستند. هنوز جنایت‌های آمریکا در ژاپن و ویتنام، فرانسه در الجزایر، ایتالیا در حبشه و لیبی، پرتقال و اسپانیا در آمریکای لاتین، و انگلستان در سراسر جهان، از یادها نرفته‌اند. مردم هرگز فراموش نخواهند کرد که در عراق بمب‌های شیمیایی بر سر مردم بی‌دفاع حلبچه فروریخت و همه آنان از پیر و جوان و زن و کودک به وضعی رقت‌انگیز نابود شدند. در افغانستان و در میان سکوت حیرت‌انگیزِ جهانیان، صدها هزار تن از مردم غیر‌نظامی و بی‌دفاع شهرها قربانی مطامع ابر‌قدرت‌های امروز و گروهای سیاسی کشور می‌شوند، در حالیکه در زندگی روزمره نیز از قحطی و بیماری‌های همه‌گیر، از گرسنگی و وبا و سرما رنج می‌برند.

کشورهای بزرگ و پیشرفته و متمدن جهان، سلاح‌های مرگبار کشتار جمعی و بمب‌های شیمیایی و میکربی خود را دیگر مستقیماً بر کاشانه مردم رها نمی‌کنند، بلکه آنها را به بهایی گزاف در اختیار کشورهایی همچون عراق می‌گذارند تا بر سر جوانان ایران زمین بریزد و آنگاه باز هم به بهای گزاف به درمان زخم‌های آنان بپردازند و از نقض حقوق بشر گلایه کنند و خود را بزرگترین پشتیبان آن بدانند.

من برای صلح کوشیدم

اما علیرغم رفتارهای ناپسند پادشاهان آشور و بابل و حکمرانان امروز جهان، کورش پس از ورود به شهر بابل و با دارا بودن هرگونه قدرت‌عملی به عنوان شاه نیرومندترین کشور جهان، نه تنها پادشاه مغلوب را مصلوب نکرد، بلکه او را به حاکمیت ناحیه‌ای منصوب و با مردم شهر نیز چنین رفتار نمود: ‘‘ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند .مَردوک (خدای بابلی) دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد ... نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد. من برای صلح کوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. خدای بزرگ از من خرسند شد .فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. اهالی این محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را که خراب کرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم."

کورش پس از ورود به شهر بابل (در کنار رود فرات و در جنوب بغداد امروزی) فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر کرد که قریب هفتاد سال در بابل به اسارت گرفته شده بودند. هزاران آوند زرین و سیمین آنان را که پادشاه بابل از ایشان به غنیمت گرفته بود، به آنان بازگرداند و اجازه داد که در سرزمین خود نیایشگاهی بزرگ برای خود بر پای دارند. رفتار کورش با یهودیان موجب کوچ بسیاری از آنان به ایران شد که در درازای بیست و پنج قرن هیچگاه بین آنان و ایرانیان جنگ و خشونت و درگیری رخ نداد و آنان ایران را میهن دوم خود می‌دانستند.

منشور کورش هخامنشی ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می‌برد

با وجود اینکه منشور کورش بزرگ را «نخستین اعلامیه حقوق بشر» می‌دانند، اما نوآوری چنین فرمانی از کورش نبوده است، بلکه این فرمان فرایند فرهنگ ایرانی بوده است. فرهنگی که هرگز دستور به غارت و آدمکشی و ویرانی نداده است و کورش این رفتار را از مردمان سرزمین خود، از نیاکان خود، از فرهنگ رایج کشورش، در آغوش مهرآمیز مادر و از پرورش او آموخته و بکار بسته است. سرافرازی نخستین بیانیه جهانی حقوق بشر نه تنها برای کورش، بلکه همچنین برای فرهنگ کشوری است که سراسر پهنه پهناور آن از کهن‌ترین روزگاران تابش‌گاهِ اندیشه نیک و کردار نیکی بوده است که امروزه و از پس هزاران سال مردمان جهان در آرزو و آرمان فراهم ساختن آن هستند.منشور کورش هخامنشی ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می‌برد.

گزیده‌ای از متن منشور کورش هخامنشی

منم کـورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ .نوه کورش، شاه بزرگ .نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ .

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم.  

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم.

من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود که دل‌ها شاد گردد.

من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

 

 

 

 ماجراي منشور كوروش / كارتون: رسول آذرگون

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 20:53  توسط سما | 
سياركي از نزديكي زمين گذشت

 سياركي روز گذشته از نزديكي زمين گذشت.


اخترشناسان اعلام كردند كه سياركي كوچك در مدار بين زمين و ماه روز گذشته عبور كرد.

سيارك «2010 TD54» از فاصله 45 هزار كيلومتري سطح زمين از روي آسيا و نزديكي سنگاپور گذشت.

بر طبق اعلام كارشناسان ناسا؛ در حين گذر اين سيارك از كنار زمين احتمال برخورد با سياره ما صفر بوده است.

تلسكوپ تحقيقات آسمان كاتالينا در شمال توكسان در آريزونا در 9 اكتبر سال 2010(17 مهر 89) سيارك «2010 TD54» را كشف كرده است.

اين سيارك حدود 5 تا 10 متر بوده است و در رده سيارك‌هاي كوچك قرار دارد.

بر طبق اعلام ناسا سيارك و سنگ‌هاي آسماني كوچك در اطراف زمين حدود 30 ميليون هستند كه از كنار زمين خواهند گذشت و هر دو سال يكبار يكي از اين سنگ ها وارد جو زمين خواهند شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 19:13  توسط سما | 
معاون فناوري سازمان فضايي ايران:
 
ماهواره‌هاي ساخت ايران آماده پرتاب هستند

معاون فناوري سازمان فضايي ايران گفت: ساخت برخي از ماهواره‌هاي دانشجويي به اتمام رسيده و آماده پرتاب هستند.


محمد مرداني معاون فناوري سازمان فضايي در جمع خبرنگاران گفت: هم اكنون ما در مقطعي هستيم كه بايد در زمينه ماهواره‌هاي دانشجويي فعاليت خود را گسترش دهيم، زيرا اين ماهواره‌ها زمينه‌ساز ساخت ماهواره‌هاي مخابراتي و سنجشي هستند.

وي افزود: هم اكنون در دانشگاه‌هاي كشور حدود 10 الي 15 ماهواره از يك تا 100 كيلوگرم در حال طراحي است و ساخت برخي از اين ماهواره‌ها هم اكنون به اتمام رسيده و آماده پرتاب است.

مرداني در خصوص پروژه فرستادن انسان به فضا گفت: اين يك پروژه ملي است كه در قالب آن حدود 13 ريز پروژه براي طراحي و ساخت لباس‌هاي فضايي، كپسول زيستي و راكت‌ها تعريف شده و اين ريز پروژه‌ها هم اكنون در حال انجام هستند.

وي افزود: قبل از فرستادن انسان به فضا ابتدا بايد موجودات زنده را در چند مرحله به فضا بفرستيم و بعد در مرحله بعد حيوان‌هايي كه به انسان شبيه‌تر هستند را به فضا مي‌فرستيم و روي آن‌ها آزمايش و تست‌هاي لازم را انجام مي‌دهيم و در مرحله نهايي انسان را به فضا پرتاب خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 22:49  توسط سما | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وب لاگ جهت اشنایی شما با اسمان وشگفتی های خلقت است....

نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته اوّل مرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته اوّل فروردین 1390
هفته دوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته اوّل آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
پیوندها
اندرومدا
دنياي اسرار
انجمن نجوم ایران
انجمن نجوم ایران شاخه ي اماتوري
پارس اسکای
سایت ماهنامه ی نجوم
وبلاگ پوریا ناظمی استاد همه دوستداران نجوم
اسمان شب
عکس نجومی
تك گيمز
انجمن نجوم سبلان اردبيل
عشق من ايران
احياگران فلسفه ي نو
جهان پنهان
(( بزگترين ترفندستان فارسي دنيا ))
هواوفضا به زبان ساده
اسمان اسرار اميز
education helper
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM